مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 8 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 130 .
317 جحا و عدد كواكب
مطايبه وقتى از او سوآل كردند از عدد كواكب . گفت : من هم مدتى است در اين باب تفكّر مىكنم و بسيار طالب هستم كه تحقيق اين مسئله را بنمايم به جز اينكه خودم به آسمان رفته نجوم را شماره نمايم قسمى ديگر ممكن نمىشود . و اين هم ممكن است ولى دو عيب دارد ، يكى اينكه در روز به واسطهء كثرت مشاغل و ازدحام عوام اين امر متعسّر است و حكما بايد اين امر را در شب صورت بدهم . در شب كه به آسمان بالا روم به جهت شمارهء كواكب ، بسيار صعوبت دارد .
مصادر :
مطايبات ملّا نصر الدّين ، ص 9 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 131 .
318 جحا و امر به معروف
مطايبه وقتى چند نفر از الواط و اشرار در خانهاى كه قريب به خانهء جحا بود مجلس شرابى چيده بودند . جحا از اين بابت در خشم شده چماقى برداشت كه برده آنها را منع بنمايد . زنش گفت : صلاح در رفتن تو نيست ، چرا كه اينها همه از نشئهء شراب پاى را از سر نمىدانند ، لابد تو را نيز خواهند زد و از تو نخواهند ترسيد . هرچه زن گفت صبر نما ، جحا گفت : امر به معروف از جمله واجبات است . و به در خانهء آنها رفته در را به شدّت بزد . يكى به عقب درآمده گفت :
كيستى ؟ جحا گفت : در را باز كن كه اكنون از ضرب چماق سرهاى شما را خواهم شكست . آن مرد در را باز كرد جحا را ديد . هرچند با او ديدار كرد و خواست كه او را به درون خانه برد ، جحا از غيظ فرود نيامد . آخر الأمر رفقاى خود را مطلع نموده او را در ميان گرفته به قدر مقدور آنچه لازمهء بىحرمتى بود به جا آوردند .
آخر به هزار مشقت خود را از چنگ آنها رهانيده به سوى خانه آمد و با خود