چه كه « 1 » شواهد اين دعوى از قراين افعال پيداست و زبان « 2 » ضمير بتقرير اين حال گويا ،
و للمحب لسان فى شمائله « 3 » * بما تجن « 4 » من الأهواء يعترف
ايزد تعالى جمعيتى كه صلاح جوانب را متضمن باشد ( و تحصيل اغراض كلى را ضامن ساخته گرداناد ، و بار انتظار از دل « 5 » ) جملهء « 6 » اعباء شوق و حجاب موانع از پيش رفقاء راه اميد كه قايد آن فريق و رايد آن ( طريق اين دوستست برداراد « 7 » ) ، و ما ذلك على الله بعزيز .
اين تحيت اواخر ذى الحجه « 8 » اصدار مىافتد ، و بفضل عميم ايزدى احوال اين مملكت مستقيم است و امداد دولت و وفور « 9 » سعادت در جوار اين حضرت مقيم ، و انر « 10 » اتفاقات خوب - بعد « 11 » فضل الله تعالى و له الحمد علينا « 12 » جز از ميامن همت و بركات موالات و نظر شفقت مجلس رفيع فلانىزاده الله رفعته « 13 » نيست - در زيادت باد .
نموده مىآيد كه در آخر « 14 » شهر اللّه المبارك « 15 » رمضان چون همام الدين را « 16 » باز گردانيده شد و فخر الدين سيد الأمرا و النواب را دام تمكينه - اگرچه اينجا كارهاى بزرك بكفايت او باز بسته بود و غيبت او را در اختلال آن مصالح اثرى تمام - به جهت خدمت آن جناب همايون كه اهم المهمات باشد نامزد كرده آمد صورت حال چنان « 17 » بود كه جانب شريف ملكى كبيرى فرزندى زيد شرفا كه حال اتصال او به خدمت اين دوست از شرح مستغنى است بسبب انديشمندى از « 18 » مداخلت و تعرض حشم ( بىمر معتمدان « 19 » ) مىفرستاد ، و بر مقتضى انبساطى كه درين خدمت دارد استمداد « 20 » مىكرد ، و در استنهاض
هامش
( 1 ) سا .
( 2 ) و زفان .
( 3 ) ضمائره .
( 4 ) يجن .
( 5 ) و جمله بر تحصيل اغراض كلى .
( 6 ) سا ( ظ ، حملهء ) .
( 7 ) طريقند و اين دوست بردارد .
( 8 ) ضا ، سنهء اثنى و ثمانين و لذلك سنه 682 .
( 9 ) ظ ، و وفود .
( 10 ) و اثر ( ظ ، و اين ) .
( 11 ) ظ ، كه بعد .
( 12 ) عليها .
( 13 ) رفعت ( ظ ، رفعة ) .
( 14 ) اواخر .
( 15 ) ضا ، المحرم .
( 16 ) الدينى را .
( 17 ) چنين .
( 18 ) سا .
( 19 ) و معتمدان .
( 20 ) استمدادى .