مسبلات « 1 » آن را خصوصا ( كه ديه جهاد را « 2 » ) در تحت تصرف « 3 » اهتمام و حضانت شفقت خويش آرد ، و در توليت آن نايبانى « 4 » معمار - كه تيمار آن بواجبى ( بدارند و در استثمار آن و اغراس و استعمار اعمال آن بواجبتى بدارند و استكثار اموال و اثارت وجوه دخل آن مبالغت تمام كنند و از طلب لقمهء « 5 » ) حرام و كسب طعمهء خبيث دور باشند - نامزد كند ، و مشرفانى امين و محاسبانى جلد را - كه نقير و قطمير آن « 6 » ارتفاعات در حيز معرفت و ضبط خود آرند و خويشتن را بر تقصير و توفير متوليان آن وقوف دهند - بر سر « 7 » ايشان گمارد ، و در ( اجازت آن « 8 » ) اسباب طلب غبطت ساخته دارد ، و عقود اجارات دراز نكنند « 9 » ، تا دست اطماع از تملك آن كوتاه ماند ، و محصولات و ارتفاعات را « 10 » بعد از استقصأ در استيفاء « 11 » رقبهء وقف چنان كه واجب است به شرط واقف در مصارف وجوب پرداخته كند ، و تعلق مستأكله - كه دندان طمع تيز كرده باشند و آستين شره بازبرده و دامن حرص برزده - از آن بريده گرداند ، ( شعر « 12 » )
تا صيت و نام « 13 » نيك شود از تو منتشر * تا ذكر فعل « 14 » خوب بود از تو يادگار
كه ( ساكن آن « 15 » ) منزل دنيا و سالكان شارع شرع را وراى خوبنامى غايتى نتواند بود ، ( چه كه پيغامبران عليهم السلام را « 16 » ) - كه برگزيدهء خداى تعالى « 17 » و بركشيدهء حقند - ( با مزاياى « 18 » ) عطاياى ربانى « 19 » - از حضرت عزت در ( خلوات مقام - دعوات « 20 » ) انتشار نام خوب واجب داشتهاند ، و آن موهبت جسيم را با نعيم
هامش
( 1 ) مسبلات .
( 2 ) ديه جهاركه .
( 3 ) سا .
( 4 ) بابتى .
( 5 ) بدارد ، و در استثمار اغراس و استعمار اعمار و اعمال و استكثار اموال و اعارت وجوه دخل آن متابعت كند ، و از لقمهء ( ظ ، بدارند و در استثمار اغراس و استعمار اعمال و استكثار اموال و انارت وجوه دخل آن مبالغت تمام كنند و از طلب لقمهء ) .
( 6 ) سا .
( 7 ) و بر سر .
( 8 ) اجارت اين .
( 9 ) نكند .
( 10 ) و ارتفاعات .
( 11 ) استبقاء .
( 12 ) سا .
( 13 ) نام .
( 14 ) ضا ، خود .
( 15 ) ساكنان .
( 16 ) چه پيغمبران عليهم السلام .
( 17 ) سا .
( 18 ) با من و با او
( 19 ) ربانى را .
( 20 ) مقام خلوت - دعوت .