پىنوشتها
( 1 ) . مجلهء ايران امروز ، ج 2 ، شمارهء 2 « بعد از خواندن كتابى » ص 18
( 2 ) . تحفة الملوك ، از روى نسخهء خطى موزهء بريطانى لندن ، باهتمام كتابخانهء طهران ، چاپخانهء مجلس 1317
( 3 ) . بنگريد به : نامههاى قزوينى به تقىزاده ، به كوشش ايرج افشار ، ص 313 - 308
( 4 ) . مجلهء ايران امروز ، ج 2 ، شمارهء 2 « بعد از خواندن كتابى » ، ص 18
( 5 ) . بنگريد به : تقى بينش ، مجله آينده ، سال دهم ، شماره 10 و 11 دى و بهمن 1363 « دو منظومهء فارسى قديمى در تحفة الملوك » ، ص 704 - 701
( 6 ) . بنگريد به : سيامك گيلك ، مجله آينده ، سال يازدهم ، شماره 9 - 10 ، آذر - دى 1364 « دو منظومهء كهن فارسى در تحفة الملوك » ، ص 66 - 660
( 7 ) . بنگريد به : تحفة الملوك ، ص ز ؛ نشريهء دانشكدهء ادبيات دانشگاه تبريز ، سال هفتم شمارهء دوم ، آبانماه 1334 « چند كتاب خطى مهم فارسى در قونيه » ص 486 ؛ نصيحة الملوك ، ص صد و دوازده ؛ اخلاقيات ، ص 200 ؛ پيشتر از همه استاد سعيد نفيسى الحاقى بودن بخشهايى از آخر تحفة الملوك را باتوجه به تفاوت سبك انشاء و شيوهء نگارش آن با ديگر بخشهاى كتاب مطرح كرده بود . ( مجله ايران امروز ، ج 2 شماره 2 « بعد از خواندن كتابى » ، ص 17 )
( 8 ) . گفتنى است كه نسخه قونيه ( ق ) ترقيمه ندارد . در عكسى كه از اين نسخه در دست داريم ، بعد از اين دو بيت در حد چند نيم سطر ناقص مطلبى به اين صورت آمده : حكايه چون ذو القرنين اندرگذشت تابوت زرّين او بر سر كور بنهادند چند كس را از حكماى . . . چون سايهء ابرست عصر بودند بدانجايكه حاضر شدند كه گفته است . . . شعر » به نظر مىرسد حكايت اسكندر در صفحههاى بعدى اين نسخه نيز وجود داشته است كه در اثر گذشت زمان و فرسودگى كاغذ نسخه يا در هنگام تهيهء ميكروفيلم اين عبارتهاى ناقص از صفحههاى بعدى بر روى اين صفحه منعكس شده است .
( 9 ) . بنگريد به : گنج بازيافته ، گردآوردهء دكتر محمد دبير سياقى ص 55 - 46 ؛ اشعار پراكندهء قديمترين شعراى فارسى زبان ، ژيلبر لازار ، ص 127 - 110 ؛ شرح احوال و اشعار شاعران بىديوان ، محمود مدبّرى ، ص 110 - 91
( 10 ) . بنگريد به : بخش « تحفة الملوك از گذشته تاكنون »
( 11 ) . استاد احمد منزوى نيز در پاسخ به پرسش شفاهى نگارنده ، دربارهء تاريخ نگارش اين دستنوشته ، قرن هشتم را به صواب نزديكتر دانستند .
( 12 ) . ترقيمهء اين نسخه نيز بعد از مطالبى كوتاه كه ربطى با موضوع كتاب ندارد ، نگاشته شده و اين هم دليل ديگرى است بر اينكه پايان اين كتاب دقيقا بر گذشتگان معلوم نبوده است .
( 13 ) . اين شخص بىگمان « صدر الدين محمّد بن اسحاق قونيوى » شاگرد معروف ابن عربى است .
( 14 ) . مجلهء دانشكده ادبيات دانشگاه تهران ، سال هشتم ، شمارهء سوّم ، فروردينماه 1340 « از خزاين تركيه » ص 14