شهزاده [ گفت : ] اگرچه كيدى عظيم انديشه كرد ، اما شكرانهء آن را كه تير مكر او بغرض عرض تعرّض نرسانيد و نيز حقّ ممالحت ثابت دارد ، اگر بابقاى او بر من منّت نهد مضاف تفضّلات باشد .
بازرگان گفت هرچه اسم ملكيّت [ 32 پ ] من بر آن مطلق است ، حكم تو در حلّ و عقد و قبض و بسط نافذ است و مجال مخالفت محال ، خرده و خرقه در ميان است و اشارت تو بر جان روان .
پس بفرمود تا لباسى كه لايق ملوك باشد بياوردند و جامهء شهزاده را بدان كسوت فاخر بدل كردند و دويست غلام درم خريده با اسب و سلاح تمام بملكيّت پيشخدمت او فرستاد ، تا بمراسم ملازمت اقامت نمايند . آنگاه هر تجمّل و اسباب كه ملوك را در سفر و حضر در كار باشد مثنّى و مضعّف ترتيب دادند .
چون روزى چند شرايط تعظيم و تبجيل بتقديم رسانيد ، تحفهاى شگرف و مالى خطير برداشت و به حضرت پادشاه آن خطّه رفت و قصّهء غصهء ملكزاده مستوفى تقرير كرد و لشكرى درخواست كه بر قهر دشمن و قمع اهل طغيان مدد دهند .
ملك لشكرى جرّار كرّار آهنپوش خوننوش نامزد فرمود ، همه همچون پلنگ تنگخوى و مانند گرگ جنگجوى ، تمامت همّت بر تصاعد و تعاون و تساعد و تراقد شهزاده مصروف كردند .
ضمان على الاقبال ما انت طالب * و ختم على الايام انّك غالب
[ 33 ر ] بازرگان تجهيز آن لشكر بساخت ، تا در خدمت شاهزاده مغافصة بر خصم تاختند و آيت
« فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ »
« 1 » در شان او منزل گردانيد و دشمن را بقصاص برادر گوشمال تمام بداد و پايمال فنا گردانيد .
و لاح النّصر مثل البرق نورا * و عاد الفتح مثل البحر غمرا
هامش
( 1 ) - قرآن 26 : 202 .