شهزاده برين « 1 » خرافات كه جرّ آفات بود ، فريفته شد و قضا ديدهء بصيرت او بردوخت ، تا خود را در كورهء عنا و غمرهء بلا انداخت و جانب ، شعر :
فهيّاك و الامر الّذى ان توسّعت * موارده ضاقت عليك مصادره
مهمل گذاشت و از سر غفلت پاى درنهاد تا دست بميزر دراز كند . « كالباحث عن حتفه بظلفه ، و الجادع مارن انفه بكفّه » كنيزك در خانه محكم كرد و فرياد برآورد كه دزد در خانه نقب آورده است .
قد ينزع اللّه من قوم عقولهم * حتّى يتم الّذى يقضى على الرّأس
از چپ و راست حشم آن محتشم برسيدند ، شهزاده را در خانه با پشتهاى تنگتنگ بسته يافتند . بيچاره از كيفيت ماجراى آن قصه متحيّر و متغيّر شد و بدست حوادث گرفتار آمد و سهام مصائب [ 30 پ ] بر جان حزين او متواتر گشت « فقام عليه الخطب من كل جانب » .
چون ابواب خلاص مسدود يافت و توجه طريق مناص مشكل ديد ، در سرّ
« مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ »
« 2 » تفكّر ميكرد ، و اميد شفاعت هيچ شفيع نيافت . زبان تضرع و نياز بمناجات :
« رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ »
« 3 » بر - گشاد و مهر سكوت بر حقّهء دهان نهاد ، دل از جان برداشت . او را برسم دزدان محكم ببستند در شيوهء اضرار اصرار نمودند و هيچ از تعنيف و تشديد در حقّ او باقى نگذاشتند و شهزاده را با آن مذلّت به خدمت محتشم بردند .
چون او را بر آن حال زار خسته و دلافگار ديد ، برو بيش رقت آمد و از سر دقتنظر بتفتيش حال او روى آورد و از مولد و منشأ او سؤال كرد . پس گفت اينجا چگونه افتادى و اين حركت ناخوب كه مناسب سيما و موافق احوال تو نمىنمايد ، چرا ارتكاب نمودى ؟ !
هامش
( 1 ) - ص : بزين .
( 2 ) - قرآن 2 : 255 .
( 3 ) - قرآن 2 : 286 .