باب سوم در عدل و ظلم
قال اللّه تعالى :
« اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى »
« 1 » و قال تعالى :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ »
« 2 » .
شيمهء عدل و احسان بهترين شيم است و نظام ملك و دولت بدان منوط و سعادت دنيا بناصيهء مراعات [ 21 ر ] او معقود . و هركه اين خصلت را عادت كرد ، تمامت كرايم اخلاق را احراز نمود و هيچ از خصال حميده و سجيّهء شهيّه از او در تتق عزت محجوب نماند .
و چنان كه ظلم اقبح و اذمّ صفات است ، عدل كه ضدّ اوست احسن و اشرف خصال تواند بود . و بزرگان گفتهاند : « بالعدل قامت السموات و الارض » اگر عقد نظام عدل گسسته شود در دايرهء وجود هيچ موجود باقى نماند .
چه اگر اجزا و اركان تراكيب موجودات كما ينبغى بر هيأت اوفق ازدواج نپذيرد ، وجود صورت نبندد ؛ و اگر در كيفيت و كميت اجزا زيادت يا نقصان متطرّق شود ، هيأت آن به نيت از حليت سلامت عاطل ماند . و بزرجمهر گويد : « العدل ميزان البارى و لذلك ببرّأ « 3 » عن كل زيغ و ميل » .
و اگر حمايت معدلت نباشد ، ارباب قوّت دمار از ضعفا برآرند . و چون ضعفا هلاك شوند اقويا پاى برجاى نمانند « 4 » ، و هيچ حارس مملكت را به از عدل نيست .
حكايت
گويند عامل عمر عبد العزيز از حمص نوشت كه سور مدينهء حمص روى
هامش
( 1 ) - قرآن 5 : 8 .
( 2 ) - قرآن 16 : 90 .
( 3 ) - ص : مبرأ .
( 4 ) - ص : نمايند .