و ازينجاست كه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه « انّ الحشرات لتموت فى جحرها هزلا بذنب ابن آدم » يعنى بنى آدم ارتكاب معاصى كند ، فرّاش سحاب مايدهء باران در بساط هوا بيش نگسترد [ 19 ر ] و از زمين مادّهء نبات منقطع گردد و هوامّ و طيور بشومى فسق و فجور ايشان از مراتع و مطاف معتاد خود نازح شوند .
و آنچه سليمان عليه السلام در مناجات از حقّ تعالى خواست با چندين عوامل و معاطب كه برشمرده شد و با جلالت منصب نبوّت سؤال « هب لى ملكا لا ينبغى لاحد من بعدى » « 1 » كه بنوعى از بخل ميكشد تقديم فرمود . و اين سؤال و اختصاص جائز نيست ، چه نعمت ملك را به خود تخصيص كردن از علوّ همّت و خلوص عقيدت دور مىنمايد ،
آن را بر چند وجه حمل توان كرد :
اول آنكه تقديم دعا بعد از آن بوده باشد كه ملك از او زايل شده و باز معاودت نموده . و چون اين قاعده مقرر است كه معاصى مزيل نعم است و سبب زوال آن ملك همانا معصيتى بوده ، در دعا سؤال مغفرت كه اهمّ و مقصود بالذات بوده مقدم داشت . پس گوييا مىگويد : نعمت بمغفرت كه اسنى مطالب و اهنى مآربست ارزانى دار و از معصيت كه مزيل نعم است اجتناب بخش !
و دليل بر صحّت اين دعوى آنكه حقّ تعالى ميفرمايد كه
« هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ »
« 2 » و سليمان عليه السلام [ 19 پ ] بزين ملك كه عاقبت آن از وصمت حساب مامون است تخصيص يافته بدليل قوله تعالى
« فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ »
« 3 » .
و بعضى گويند معنى آنست كه بارخدايا ديو را بر من مكنت تسلط مده ،
هامش
( 1 ) - قرآن 38 : 35 .
( 2 ) - قرآن 38 : 39 .
( 3 ) - قرآن 15 : 92 .