چو خاص الخاص جان گشتى ز صورت پاى بيرون نه * هزاران شربت معنى بيكدم رايگان دركش « 1 » 813 « 2 » طريقش بىقدم مىرو حديثش بىزبان مىگو
جمالش بىبصر مىبين شرابش بىدهان دركش * چو مست حضرتش گشتى فلك را خيمه برهم زن
ستون عرش در جنبان طناب آسمان بركش « 3 » * گران جانى مكن يارا تو در بزم سبك روحان
چو ساقى گرم رو گردد سبك رطل گران دركش * شناسى اين چه اسرارست كز خاطر برون كردى
كسى رمزش نمىداند زبان دركش زبان دركش « 4 »
* * *
عشق تو بتا با دل مسكين حزين * با شير فرو شدست با جان برود
پيش از آب و گل من در دل من مهر تو بود * با خود آوردم از آن خانه نه خود بربستم
لا عضو لى الّا و فيه صبابة * فكأنّ أعضائى خلقن قلوبا
* * *
در فراقت جز غمم غمخواره نيست * واى آن كش غم كند غمخوارگى « 5 »
هامش
( 1 ) ابيات اين صفحه به صورت مثلث و لوزى نوشته شده است .
( 2 ) اين ص در نسخه عكسى بياض ص 813 است و جايش در اين مكان مىباشد .
( 3 ) اين كلمه پاك شده است .
( 4 ) ابيات فوق در ديوان سنايى چاپ مدرس رضوى وجود ندارد .
( 5 ) ابيات اين صفحه به صورت لوزى نوشته شده است .