پيش ز ما جان ما خورده شراب ألست * ما هم از آن يك شراب دوستپرست آمديم « 1 »
ساقى جام ألست چون و سقاهم بگفت * ما ز پس نيستى عاشق و مست آمديم
دوست چهل بامداد بر گل ما داشت دست * ما چو گل از دست دوست دست بدست آمديم
دوست چو جبّار بود هيچ شكستى نداشت * گفت شكست آوريد ما به شكست آمديم « 2 »
جوهر عطّار يافت قدر و بلندى از آن * گرچه ز تاثير جسم جوهر پست آمديم « 3 »
لمولانا همام الدّين قدّس سرّه
بر گذرگاه تو مىخواهم كه در خاكم نهند * تا مگر بر خاكم افتاد سايهء بالاى تو
سرو را روزى به بالاى تو نسبت كردهام * شرمسارى مىبرم عمريست از بالاى تو « 4 »
559 هر آن نوا در لطفى كه واقعست ز دهر * قرين گوهر پاك بزرگوار تو باد
هر آن نوازل قهرى كه واقعست « 5 » ز چرخ * نصيب خصم بدانديش خاكسار تو باد « 6 »
* * *
ايمن مرو كه مركب مردان مرد را * در سنگلاخ باديه پىها بريدهاند
نوميد هم مباش كه رندان بادهنوش * ناگه به يك خروش به منزل رسيدهاند
هامش
( 1 ) دو بيت بالا به شكل عدد 8 نوشته شده است .
( 2 ) اين دو بيت نيز به شكل عدد 8 نوشته شده است .
( 3 ) ديوان عطار نيشابورى با حواشى نادرويش غزل 618 ص 509 .
( 4 ) اين دو بيت نيز به شكل عدد 8 نوشته شده است .
( 5 ) بالاى اين كلمه نوشته شده است نازلست .
( 6 ) اين دو بيت به شكل عدد 7 نوشته شده است .