ما نطق النّاطقون إذ نطقوا * أحسن من لا إله إلّا هو
دعاء كافى المهمّات * 897 « 1 » * الّلهمّ أصلح لى دينى الّذى هو عصمة أمرى و أصلح لى دنياى الّتى فيها معاشى و أصلح لى آخرتى الّتى فيها معادى و اجعل الحياة زيادة لى فى كلّ خير و اجعل الموت راحة لى من كلّ شرّ .
رباعيّة
اى دل به عداوت « 2 » و به كين آكنده * خود را ز شمار مردمى بفكنده
گز زنده شوى هيچ نيابى مرده * ور مرده شوى هيچ نيابى زنده
* * *
عشق آفت و نقصان نپذيرد هرگز * وين آينه زنگار نگيرد هرگز
هرگه كه دل از دوست جفايى بيند * بيمار شود ولى نميرد هرگز « 3 »
المزاح تزوّج أعرابىّ امرأة فسئل « 4 » عنها ؟ فقال : فيها خصلتان من خصال الجنّة : البرد و السّعة .
مسخره [ اى ] را پرسيدند از صفت محبوبهء او ؟ گفت : مطلق به شاخى نرگس مىماند سرش سپيد * 898 * « 5 » و رويش زرد و ساقهايش سبز « 6 » .
فيه
آن شنيدى كه مردكى مىگفت * پدر من وزير خان بودست
گفتمش با توأم مضايقه نيست * خود چنان گير كان چنان بودست
هامش
( 1 ) اين صفحه در نسخه عكسى بياض صفحه 901 است .
( 2 ) عداوة .
( 3 ) اين رباعى به صورت مورب در وسط صفحه نوشته شده است .
( 4 ) فسيل .
( 5 ) اين صفحه در نسخه عكسى بياض صفحه 902 است .
( 6 ) به تقليد از رسم الخط عربى نوشته شده است و ساقها سبز .