و لا للبس ثياب فائق « 1 » أنق * و لا لروح سرور حلّ فى بلد
إلّا مسارعة فى إثر منزلة * قد قارب الخطو فيها باعد الأمد
فهم رمان لغدران و أودية * و فى الشّوامخ تلقاهم مع العدد
از سخنان مولانا كمال الدّين عبد الرّزاق
اهل صفا را موافقت دلها سبب مواصلت أبدان باد و مناسبت جانها موجب رضا [ ى ] « 2 » يزدان ، جمعيّت اندرونى مقتضى رفاهيّت بيرون و طهارت بيرونى مستدعى نزاهت اندرون به طبع از مقاصد طبيعى گذران و به ذات مطالب *
399 * حقيقىجويان حق را خواستار و از باطل پرهيزگار بمحمّد و آله الأخيار الأبرار محقّقان در معنى من عرف نفسه فقد عرف ربّه گفتهاند : كه معرفت نفس دليل معرفت خداست از راه مخالفت نه از راه موافقت ، زيراكه هركس كه نفس « 3 » خود را بشناسد بداند كه محدث است خداى را بشناسد و بدانند كه واجب الوجود [ ا ] ست و هر كس كه نفس خود را به عبوديّت بشناسد خداى را به ربوبيت بشناسد و هركس كه نفس خود را به تقصير بشناسد خداى را به نفاذ مشيّت و تقدير بشناسد و هركس كه نفس خود را به تغيّر و فنا « 4 » بشناسد خداى را به دوام و بقا بشناسد پس معلوم شد كه معرفت نفس دليل است بر معرفت خداى تعالى از طريق مخالفت نه از راه موافقت ، و اللّه أعلم .
از كليله و دمنه
بر هشت كس اقبال نمودن و در خدمت ايشان بودن واجب است :
1 « 5 » : آنكه « 6 » شكر انعام و احسان لازم شمرد .
هامش
( 1 ) فايق .
( 2 ) رضاء و هكذا موارد بعد .
( 3 ) كلمه نفس در حاشيه نوشته شده است با علامت صح و جايش در اين مكان است .
( 4 ) اين كلمه جوهرريختگى دارد و خوانده نمىشود .
( 5 ) آ روى يك مد گذاشته است و هكذا بقيه اعداد .
( 6 ) آنك هكذا موارد ديگر .