چون اين توفيق حاصل شد كه هركه بر آن دولت « 1 » مىسگالد قضاوقدر خصم او مىشود و بتدبير خويش در دام تقدير گرفتار مىگردد اگر برطبق آن محمدتى ادخار * 82 * « 2 » توان نمود . الحقّ دنيا و عقبى را غنيمتى سنى و موهبتى هنى خواهد بود .
فى الجمله شكر چنين نعمتى آن تواند بود كه افتاده را دست گيرند و درمانده را از خاك مذلّت بردارند و در فور نايژه چشم آب عفو ، و در معرض و مقابله غضب سنّت « سبقت رحمتى غضبى » بجاى آرد چه در تواريخ مسطور و در آثار مروى و مذكور است كه : در روز فتح مكه با بهترين كاينات صلوات اللّه عليه گفتند : كه امروز روز سياست است فرمود :
كه : لا ، بل روز رحمت و بخشايش است .
و چون امير المؤمنين على ( رض ) [ عليه السلام ] در حرب جمل « 3 » بر هودج عايشه رضى اللّه عنها دست يافت عايشه گفت كه : چنانچه دستبرد و توانايى لايح گشت چه شود اگر كرم و الا [ ى ] خويش نيز ظاهرنمايى پس او را بتعظيمى هرچه أعلىتر باز مسقط رأس فرستاد .
و مأمون خليفه چون ابراهيم مهدى كه مدّعى خلافت بود قادر شد با دستور خود درباره او حسن مشورتى بجاى آورد وزير گفت : كه اگر او را در معرض * 83 * سياست آرى اقتدا بر سابقان امثال و اعيان خود فرموده باشى و اگر رحمتى كنى اين نام جاويد امام و مقتدا [ ى ] آيندگان كرده باشى .
حجّاج يوسف خواست كه تأديب جمعى از محبوسان نمايد اين كلمه وسيله بخشايش ايشان گشت كه يكى از ايشان گفت : كه اگر ما بد كرديم پس نيكوكارى تو ، خود كجاست ؟
اسكندر را گفتند كه هر ولايت كه در ربقهء طاعت خود مىآرى باز [ به ] تصرّف همان طايفه و گروه مىسپارى بىملاحظهء انديشهء عصيان فرمود : كه اگر غاشيهء طاعت ما از دوش نهند
هامش
( 1 ) دولة .
( 2 ) اين متن در نسخه عكسى بياض ص 77 است .
( 3 ) واژه جمل در حاشيه نوشته شده است با علامت صح .