پايمال جيش اسلام گرداند مگر سفطى از نفايس خزاين كفّار كه خاصهء امير المؤمنين « 1 » را إفراز نمايد .
اين انديشه بفعل مقرون گردانيده رسولى را بمدينه روانه داشت چون رسول بمدينه پيوست امير المؤمنين مشغول إطعام فقرا و مساكين بود مجال ابراز آن حال نداشت در هنگام فراغ كه متوجّه خانه گشت رسول شرط مرافقتى مرعى داشت * 79 * « 2 » .
تصوّر امير المؤمنين مقتضى بدان شد كه او ازجملهء فقرا است كه از آن سفره محظوظ نگشته ، پس ترجيع او لايق ندانست چون به خانه رسيد حرم خود أمّ كلثوم بنت امير المؤمنين على بن ابى طالب ( رض ) [ عليه السلام ] را فرمود تا بما حضرى سدّ جوعت ايشان نمايد .
أمّ كلثوم سلام اللّه عليها قدرى نمك و « 3 » زيت إدام چند عدد نان جو گردانيده مايهء تغذّى ايشان ساخت چون نظر امير المؤمنين « 4 » بر آن افتاد فرمود كه هر روز سد الرّمق ما از مرقى مىبود و امروز از عدم آن عرق خجلت بر جبهت ضيافت اين ضعيف ريزان است جرّا أمّ كلثوم در جواب آمد و گفت : چند ظاهر اعضا [ ى ] من از ملبوس عارى است چهعجب اگر باطنم از دراعه كدبانويى خالى باشد .
امير المؤمنين بدين مطايبهء خير ملامت أم كلثوم فرمود كه ترا بملبوس چه حاجت همين مقدار كافى كه گويند كه : ام كلثوم دختر على بن ابى طالب [ عليهما السّلام ] و زوجه امير المؤمنين است پس در أثناء صرف خشك پاره مىفرمود : كه اگر أمّ كلثوم از دستگاه ما مشكور بودى حال مأكول ما بهتر ازين بودى .
* 80 * « 5 » فى الجمله چون از مؤاكله فارغ گشتند رسول سارية أجر و بجر احوال
هامش
( 1 ) امير المومين .
( 2 ) اين صفحه در بياض ص 80 است .
( 3 ) در اين موضع يك [ و ] زايد است .
( 4 ) امير المومين .
( 5 ) اين صفحه در نسخه عكسى بياض ص 79 است .