تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
و بر تقدير وقوع اين صورت بايد كه مخفى نشيند تا لذّتى كه طبيعت را از نغمه‌هاى ملايم مىرسد مشاهدهء ناخوب آن را بازنستاند و وقوع اين مشقّت مزاحم و مشوّش آن لذّت نگردد .

شرط ديگر

آنكه ميان مسمع و مستمع مسافت فى الجمله باشد ، زيرا كه ميان دو وتر متحرّك چون صوتى حاصل گردد هرآينه از غلظت و حدّت خالى نگردد و چون به هوا متّصل گردد غلظت و حدّت به هوا بماند و آواز صافى به مستمع رسد .

ادب ديگر

آنكه مستمع برتر از مسمع نشيند ، زيرا كه نغمه‌ها كه از او تار ساز و از صداى آواز بيرون مىآيد لطيف است و لطيف را مركز بلندى - چنانچه ثقيل را پستى . پس هرچه صافيتر و لطيفتر ميل به مركز خود كند و نغمه‌هاى لطيف به مستمع رسد . بدان‌كه هركه را طبيعت موزون و مستقيم بود همه‌چيز او بر طريقهء استقامت و اعتدال باشد .

حكايت

يكى از ملوك عجم وفات يافت و از او پسرى ماند دو ساله . بازماندگان گفتند او را بر تخت سلطنت بايد نشاند . خواستند كه بدانند كه او را قابليّت پادشاهى هست يا نه . با بوذرجمهر مشورت كردند . گفت او را بيازماييد كه حسّش سليم و طبعش مستقيم است ؟