تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١

شرط ديگر

آنكه چون بنده فروخت خواهد ستيزه مكن و زودش به فروش .

مثل

از بندهء فروخت‌گو و زن طلاق‌جو فلاح نيايد . عيال بسيار و توابع بيكار بر خود روا مدار و بندگان و خدم خود را مگذار كه برادرخوانده و خواهرخوانده گيرند . چه تولّد اين صورت چيزهاى بد بود . بنده بايد كه پدر و مادر و برادر خود را مولى خويش داند . بندهء نخّاس فرسوده مخر . بدان‌كه ظهور حشمت هركس نسبت با ابناى جنس و بنى نوع خويش به كثرت غلام و خدمتكارست و روزى خود رزّاق مىدهد و ترا دخل نه ، « ضمن اللّه رزق كل احد » .

قطعه

اى خردمند اگر همىخواهى * كه شوى شهره در نكوكارى جهد كن تا غلام و خدمتكار * بيش از ابناى جنس خوددارى زانكه روزى يك‌به‌يك ايزد * مىدهد در كمىّ و بسيارى نان ز ديوان غيرشان مجراست * وز تو مشهور آدميسارى