ادب ديگر
آنكه دختر را به دايگان مستور سپار و عند التّميز معلّمه را بر سر او آر تا شرايط فرايض و سنن بياموزد و قرآن بخواند . و چون بالغ گردد زودتر به شوهرش ده . چه گفتهاند : دختر نابوده به و چون باشد به شوهر يا به گور !
قطعه
ز دختر بداختر شدم در جهان * چه اندر حيات و چه اندر ممات
سر از فرقدان بگذرانم چو چرخ * اگر نعش بينم به جنب بنات
خدايا بده مرگشان از كرم * كه دفن البنات من المكرمات
و تا در خانهء تست بر وى ترحّم لازم دار . چه دختران اسير مادر و پدر باشند . و طريق خانهدارى و صلاح و حجاب و وقار در خاطرش مخمّر گردان . و آنچه دارى به حسب وسع خويش به كارسازيش كن و به گردن كسيش بند تا از غمخوارى و غصّهء او خلاص يا بى .
امّا تا توانى دختر را به مرد بدشكل مده و عذابش مفرما و داماد پاكيزهروى گزين . و داماد بايد كه از تو ادنى نباشد ، هم به نعمت و هم به حشمت - تا دخترت به راحت و بزرگى زندگانى كند .
مثل
دختر از همهجا توان خواست ، امّا به همهكس نتوان داد .