فصل هفتم در آداب شراب خوردن و شرط آن
هرچند جوانان به قول كسى از لوازم جوانى بازنگردند ، امّا به مداومت مقارنت شراب ارتكاب منماى تا سود دوجهانى يا بى و از ملامت خلق ايمن و از انخراط در سلك غافلان « 1 » سالم باشى و بر تقدير اشتغال بران راغب انابت « 2 » باش و از ايزد تعالى توفيق توبه مىخواه . چه گفتهاند آدمى بىتوبه چون ماهى است در خشكسار . پس اصرار بران سبب اضرار خويش دان . « لا صغيرة مع الاصرار و لا كبيرة مع الاستغفار » ، و در شب جمعه فاعل آن مشو .
و اگرچه جميع ليالى و ايّام اقدام بر آن ممنوع امّا شب جمعه را عزّتى است ، و چون درين شب ترك اين فعل كنى از دايرهء فاسقان بىباك بيرون آمده باشى و اميد توبه از تو منقطع نگردد و زبان عامّهء مردم بر تو بسته باشد و نيكنامى حاصل آيد .
و هركس كه در شب جمعه بر فسقى از فسوق به تخصيص كباير اتيان نمايد البتّه در ان شب به او ملالى و رسوايى عايد گردد .
پس نسبت باعظمت اين شب به ادب باش و از ارتكاب بران درين شب توبهء نصوح نما ، و درين شب با درويشان و صلحا صحبت دار و سفرهها به تكلّفشان پيش آر و رعايت و خدمتشان لازم دار . تا اين معنى جابر آن شبها گردد ، و متعّهد شروط مذكوره گرد . عهدى مبر از شايبهء نقض . ( كذا )
هامش
( 1 ) - اصل : عاقلان .
( 2 ) - اصل : امانت .