تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

مثنوى

مباد آن كس كه او كژّى گزيند * كه از كژّى بجز كژّى نبيند چو صبح صادق آمد راست‌گفتار * جهان در زد گرفتش محتشم‌وار

ادب ديگر

آنكه با مردم علوى و مفتى و وكلاى قاضى و خادمان معامله نسيه مكن . و نوكيسه را نه وام ده و نه قرض گير . چه نوكيسه و به خود ناديده اگرچه مال بسيار داشته باشد ناگاه مفلس گردد و مال را به مالايعنى صرف كند .

مثل

هرچه زود برآيد دير نپايد . پس حيز ناديده را به چيز استوار مدار و از ناآزموده ايمن مباش و آزموده را هرچند وقت بيازماى .

شرط ديگر

آنكه در سفر خشك چون ده نيم حاصل گردد به ده دوازده سفر دريا راضى مشو . چه در سفر دريا سود تا كعب بود و زيان تا گردن . و اگر در سفر خشك حادثه‌اى واقع گردد و واقعه‌اى حادث شود اگر مال برود سر به سلامت باشد . چه مال را عوض باشد و جان را نه .

ادب ديگر

آنكه احتراز كن از غلّه خريدن و منبرّ گردانيدن به اميد فزونى بها ،