كانوا فيه
« 1 » ، در سورهء الواقعه :
و ننشئكم فى ما لا تعلمون
« 2 » « 3 » .
و آوردهاند :
لأعذبنه
« 4 » يك كلمه است ،
أو لأذبحنه
« 5 » دو كلمه و
و لاوضعوا
« 6 » دو كلمه است .
و آوردهاند كه در مصحفهاى شاميان « و لأمة » به دو كلمه آوردهاند ، و علم اين حرفها عزيز است و غريب ، « 7 » تا هر كسى نيابد نداند . « 8 » .
و اندر سورهء النور :
أيه المؤمنون
« 9 » بىالف بايد نوشت ، و اندر سورهء زخرف :
يأيه الساحر ادع لنا
« 10 » هم بىالف بايد نوشت ، و در سورهء الرحمن :
أيه الثقلان
« 11 » هم بىالف بايد نوشت ، و غير از اينها به الف بايد نوشت .
و آوردهاند [ از ] « 12 » خواجه ابو بكر مقسم كه اندر كتاب « 13 » هيجات « 14 » وى در اول سورهء آل عمران :
إن الله لا يخفى عليه شىء
« 15 » « 16 » به الف « 17 » بايد نوشت ، و هر چه غير اين است همه به يا است . و ابو عبد اللّه گفته است كه جز وى [ كه ] اندر هجا و نحو راه « 18 » برانند و راه بردهاند و در مصحفها و كتابت آن نظر كردهاند [ گويند ] كه شىء در همهء قرآن بىالف بايد نوشت ، مگر در سورهء الكهف كه :
و لا تقولن لشىء
« 19 » كه به الف بايد نوشت . و اهل لغت و نحو از اهل بصره و كوفه معنىها گفتهاند ، و از جمله معنىها يكى آن است كه گفتهاند بر وزن فاعل است و اصل او شائى « 20 » . و اندر سورهء جمعه خلاف كردهاند .
و هر چه در قرآن « طغى » آيد به يا بايد نوشت ، مگر در يك جا به الف بايد نوشت و آن
هامش
( 1 ) آيهء 46 .
( 2 ) آيهء 61 .
( 3 ) در نسخهء اساس عبارت « و در سورهء الزمر . . . لا تعلمون » به اشتباه در صفحهء ديگرى آمده كه به اينجا منتقل شد .
( 4 ) نمل / 21 .
( 5 ) نمل / 21 .
( 6 ) توبه / 47 .
( 7 ) چ : و علت اين حرفها غريب است و عجيب زيرا كه .
( 8 ) در نسخهء اساس عبارت « و آوردهاندلأعذبنه . . .نداند » اشتباها در صفحهء ديگرى آمده كه به اينجا منتقل گرديد .
( 9 ) آيهء 31 .
( 10 ) آيهء 49 .
( 11 ) آيهء 31 .
( 12 ) س : كه .
( 13 ) س : كتابت .
( 14 ) چ : الهيجات .
( 15 ) در كتابت عثمان طه : شىء .
( 16 ) آيهء 5 .
( 17 ) س : - به الف .
( 18 ) چ : نحوده .
( 19 ) آيهء 23 .
( 20 ) چ : شيأن .