تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1959

مساهمون:

ص١٩٥٩
تَشْرَبُونَ * أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ * لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ
استناد كرده و پس از شرح و تفسير آنها فرمودند : مردم چرا جماعت‌ها را به هم مىزنيد اگر مىخواهيد انقلاب كنيد كه نتيجه بگيريد پس بريزيد شراب‌فروشىها را به هم بزنيد كه در اين شهر دينى و مذهبى عليه قرآن و مقدسات مذهبى اشاعه منكرات نكنند . شما در اين مغازه‌ها را ببنديد من از آسمان به شما آب مىدهم جنگ كردن لازم نيست . صبح روز بعد جوانان و روحانيان و مردم همه جمع شدند و با دامن‌هاى پر از سنگ و چوب به طرف مشروب‌فروشىها روان شده ، زدند و شكستند و سوختند و از آنجا به طرف شهر نو رفته و عمده‌فروشى مسكرات و خانه‌هاى فواحش را به آتش كشيدند ، شگفت آنكه در كنار مغازه‌هاى مشروب‌فروشى ، يك دكان نجارى و يك مغازه لباس‌فروشى بود و با اينكه شعله‌هاى فروزان مشروبات الكلى به آسمان مىرفت اما به قدرت الهى به آن دو مغازه زيانى نيامد عصر روز بعد ابرهايى در آسمان پديدار شد و باران شديد باريد كه در رودخانه سيل جارى شد و زراعات و باغات مشروب گرديد .

انتقاد از حكام جور

او هماره بر فراز منبر ، از اوضاع بد اجتماع و اقتصاد و فرهنگ مملكت و كارهاى دولت انتقاد مىكرد و حقايق را مىگفت ازاين‌رو چندين بار به كلانترى احضار شد و پرونده برايش ساختند . از جمله در يكى از سالها ، در ماه مبارك رمضان در مسجد اراك تهران منبر مىرفت در شب نوزدهم ماه كه شب قدر بود وزراى وقت در كاخ گلستان مقابل مسجد مجلس شب‌نشينى و زيباى اندام تشكيل داده بودند در آن شب ، اشرف پهلوى جايزه 200 هزار تومانى را از آن خود كرد روز بعد كه مرحوم انصارى باخبر شد از شدت خشم چشمانش سرخ و رنگش برافروخته شد و به منبر رفت و
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1959 | عبد الحسين جواهر كلام