بزد بوسه بر حلق آن زيب و زينش * بگفتا فداى رخ انور تو
ببوسيد نازكتر از گل گلويش * تسلى به خود داد زينب ز بويش
شده محو ديدار و هم مات رويش * بگفتا فدايت شود خواهر تو
شود جان زينب به قربان جانت * چه سازم پس از تو به اين كودكانت
اسير ستم مىشوند خواهرانت * چه سازم من اين عترت مضطر تو
اگر خفته در خون شدت يار و ياور * به خون غوطهور شد علمدار لشكر
و گر كشته شد قاسم و عون و جعفر * بجا مانده شاها على اصغر تو
ز تاب عطش اصغرت در فغان است * حرم قحط آب اصغرت نيمهجان است
رخش كهرباسان و خشكش زبانست * بپيچد به خود طفل مه منظر تو . . .
وى در روز چهارشنبه 8 / ربيع الاول / 1388 ق مطابق با 15 / خرداد / 1347 ش به سراى باقى رحلت نمود ، و در رواق حرم مطهر حضرت شاهزاده حمزهء قم به خاك سپرده شد . رباعى زير بر سنگ مزارش نقر گرديده است :
اين مرد در امور الهى قيام كرد * در نوكرى خويش بسى اهتمام كرد
در مجلس عزاى شهنشاه تشنهلب * عمر عزيز خويش به خدمت تمام كرد
منبع
1 - تاريخ تكايا و عزادارى قم ص 54 .
شيخ مهدى شريعتمدار تهرانى ( 1319 - 1390 ق )
حاج شيخ مهدى شريعتمدار فرزند علامه شيخ على اكبر امين الشريعهء تهرانى ، از فضلا و وعاظ نامى تهران بود .
تولدش به سال 1319 ق مطابق با 1280 ش در تهران اتفاق افتاد . مبادى را نزد پدرش آموخت و مدتى از محضر سيد على حائرى معرف به ( مفسّر ) در علوم