تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 2101

مساهمون:

ص٢١٠١
كنند كه نيامد و آيت‌اللّه قمى و چند نفر را به نجف اشرف تبعيد كرد و بقيه را به زندان سرپاس مختارى فرستاد ، ايشان حدود چهل و چند روز در زندان مختارى بسر برده و بعد از آزادى بدون پاسپورت به عراق عزيمت كردند و در آنجا در درس آيت‌اللّه قمى و ديگر اساتيد حاضر مىشدند و كسب كمالات مىنمودند . از خصيصه‌هاى بارز ايشان عشق و محبت ايشان به مقام ولايت ائمه معصومين عليهم السّلام خصوصا به آقا امير المؤمنين عليه السّلام است و چنان عشق مىورزيد كه در خلوت و جلوت عاشقانه مىگريست و مىفرمود : تمام تاريخ ائمه عليهم السّلام را زير رو كرده ، شب و روز در سفر و حضر و سجن و سلطنت و در عزلت و فقر و مصيبت همه و همه را به بررسى پرداختم ، از امام على عليه السّلام مظلوم‌تر نيافتم . در جريان نفت منبرهاى ايشان در منزل حضرت آيت‌اللّه كاشانى مشهور است . در شيراز با حضرت آيت‌اللّه حاج شيخ بهاء الدّين محلاتى قدّس سرّه حشر و نشر داشتند . در سالهاى 42 با مراجع قم در منزل آيت‌اللّه مكرر در مكرر منبر مىرفتند و در آيهء مباركهء
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . . .
صحبت مىنمود . يكى از نظريات ايشان در آن سخنرانى ؛ كه در نفى انقلاب مشروطه رژيم شاهنشاهى اين بود كه مىفرمود : « انقلاب مشروطه‌اى كه مهدورالدمش حاج شيخ فضل اللّه نورى باشد و مجاهد فى سبيل‌اللّه‌اش يپرم خان ارمنى ، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل الى آخره . . . » . هر منبر كه مىرفت و روضه مىخواند خود نيز گريه مىكرد . در شب جمعه 28 / 3 / 1349 ش به جوار رحمت حق شتافت و نداى ارجعى را لبيك گفت و در قم ، قبرستان حاج شيخ مدفون گرديد از ايشان اشعار پراكنده در نزد اشخاص مىباشد كه در دسترس ما نيست . نمونه‌اى از دفاع ايشان را به ضميمه ارسال گرديد . قابل ذكر است كه ايشان را بانوى بزرگوار و اصيلى كه همسرشان بود همراهى مىنمود ، مثلا در قضيهء كشف حجاب همسر ايشان چندين سال از خانه خارج نشد و حتى پدرش كه مريض شد و از دنيا رفت در مراسم شركت نكرد و با
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 2101 | عبد الحسين جواهر كلام