پرداخت ، و ملاحظهء آزاديهاى اجتماعى و وسائل رفاهى و آسايش آن مردم در مقايسه با مردم كشور ايران كه در آن زمان از وسائل و آزاديهاى اوليهء زندگى نيز محروم بودند ، وى را به تفكر و انديشه و پيدا كردن تناقضها و يافتن راهحلهاى لازم واداشت . بازرگان علىرغم تمدن و پيشرفتى كه مشاهده مىكرد ، براى اسلام و مسلمانان و ايرانيان قائل به شخصيت و ابتكار و خلاقيت بود و به همين دليل اولين نطق خود را تحت عنوان « مقلد نباشيم » در مقابل گفتههاى يكى از روشنفكران آن زمان كه گفته بود : ( ملت ايران براى پيشرفت بايستى سرتاپا مقلد غرب باشند ) ، براى دانشجويان ايرانى مقيم فرانسه در سال 1306 ش ايراد نمود . و ازاينرو مىتوان او را از اولين مبارزين عليه « غربزدگى » دانست .
مهندس بازرگان پس از تحصيلات در رشتهء ترموديناميك در سال 1313 ش با آرزوى خدمت به مردم به ايران بازگشت . پس از پايان خدمت نظاموظيفه در سال 1315 ش به عنوان دانشيار در دانشكدهء فنى به كار مشغول شد . در سال 1319 ش با علامه سيد محمود طالقانى در كانون اسلام آشنا شد و دوران جديدى در زندگى او آغاز گرديد ، كه بايد آن را دوران جديدى در تجديد حيات اسلام نام گذاشت .
دوستى و همكارى در فعاليتهاى مذهبى و تفاهم سياسى كه ميان بازرگان و طالقانى از اين روزها و در كانون اسلام آغاز شد براى هميشه پايدار ماند ، و علىرغم بعضى جدائيهاى اجبارى اين دو چه در ميدان مبارزه و چه در گرفتاريهاى ساواك و زندان و . . . همراه و همگام يكديگر بودهاند . خود او در اينباره مىگويد : ( . . . من و آيتاللّه
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 2070
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٢٠٧٠