ظهور چشمگير داشت . از نقل روايات مجعول و وقايع تاريخى مشكوك در محافل و مجالس جلوگيرى مىكرد و نسبت به سوءاستفاده از احساسات و مقدّسات مذهبى بسيار حسّاس بود . روزى ( در سالهاى قبل از 1340 ش ) شخص ناشناس و داراى محاسن بلند كه به منطقه رفت و آمد داشت ، ادعا كرد ، در هشت كيلومترى مركز بخش در روستايى به نام « ديزج » امامزادهاى كشف كرده است و اظهار داشت :
امامزاده در خواب از وى خواسته تا آيتاللّه ملكى هم قبر او را آشكار و بازسازى نمايد . او با اين ترفند ، خواست اين عالم تيزبين را هم در كار خود شريك نمايد و از وجودش بهرهبردارى كند . ولى آيتاللّه ملكى با شدت با اين كار مخالفت كرد و دستور داد او را تنبيه كنند . اما عدهاى از مردم بدون توجه به واقعيت امر ، تحت تأثير قرار گرفته ، دستهدسته از روستاهاى اطراف به زيارت امامزادهء تازه كشف شده مىآمدند و گاو و گوسفند قربانى مىكردند . حتى در همين ايّام صاعقهاى به منزل يكى از بستگان آيتاللّه ملكى اصابت كرد ، بلافاصله شايع شد كه امامزاده غضب كرده است و برخى از ايشان خواهش كردند تا دست از مخالفت بردارد ، ولى آيتاللّه ملكى طبق وظيفهء شرعى به اين شايعات و تبليغات اعتنايى نداشت و با ارادهء قاطع و با شدّت بيشترى و بدون هيچ ترسى به مخالفت خود ادامه داد .
سرانجام پس از مدّتى معلوم شد آن شخص مىخواست دخترى را بدون عقد شرعى تصاحب كند و اصلا مسلمان نبوده ، بلكه ظاهرا يك فرد يهودى است و براى استخراج اشياء عتيقه به منطقه رفت و آمد مىكرد و برخى آثار باستانى گرانقيمت را هم از منطقه خارج كرده و خودش هم ناپديد شده است . در پى افشاى اين موضوع ايمان و احترام مردم به آيتاللّه ملكى راسختر شد و موجى از كشف آثار باستانى در منطقه به راه افتاد . و دهها اشياء عتيقه و گرانبها كشف گرديد .
9 - مبارزه با سنّتهاى ناپسند
آيتاللّه ملكى سعى داشت با پارهاى از سنّتهاى غلط كه در ميان بعضى از مردم