اين حرف اراجيف است ، محرّكين شما تعقيب خواهند شد ، عدهاى از جمله شيخ محمّد مهدى مازندرانى را كه در قم ساكن بود و از بزرگان و اساتيد محسوب مىشد و آدم موقّرى بود و عينك هم مىزد و از خصّيصين مرحوم شيخ فضل اللّه نورى بوده است كه به دارش زدند ، او نيز به كاشان تبعيد شد .
قدرت سخنورى
يكى ديگر از ويژگىهاى معظّمله ، جذّابيت كلام و اقتدار و توانمندى در سخنرانى بوده است . سخنان وى در اعماق جان مستمع نفوذ مىكرد و افراد را به شدّت منقلب مىكرد .
علّت اين نفوذ كلام يكى همان قاطعيّت و صراحت در گفتار و ديگرى طهارت نفس و قداست روح معظمله بوده است ، چرا كه وى مجسمهء تقوا و صداقت و پاكى و پايبندى به فضائل انسانى بود و در تهذيب نفس و سير در ميادين عشق و معرفت بىنظير و الگوى بزرگى براى سالكان و پويندگان طريق هدايت محسوب مىگشتند و به خاطر همين عظمت معنوى ، سخنانى كه از اعماق جانش تراوش كرده و از انفاس قدسى و مسيحايىاش بيرون مىآمد ، تا اعماق جان شنوندگان نفوذ مىكرد .
البتّه قبول مسئوليت سخنرانى و منبر براى عامّهء مردم با وجود آن مقام شامخ علمى و شهرت عظيم ، خود حاكى از روح متواضع و فروتنى آن بزرگوار مىباشد ، كه با قبول آن و تحمّل رنج و مشقّت فراوان ، براى ترويج شريعت و تهذيب نفوس مردم ، از هيچ كوششى دريغ نمىورزيدند و آن را به عنوان يك دستور و وظيفهء شرعى تلقّى كرده و به آن اهميت زياد مىدادند .
طبق نقل مرحوم آيتاللّه سيد ابو الحسن حسينى ، پس از فوت مرحوم سيد محمّد باقر معروف به « امام جمعه » ( در سال 1326 شمسى ) كه فردى نافذ و مورد توجه حكومت بودند و در مسجد كاظم بيك نماز جمعه و جماعت اقامه مىكردند ، مردم بابل از شيخ محمّد مهدى دعوت نمودند كه بار ديگر به بابل مراجعت كرده و