تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1381

مساهمون:

ص١٣٨١
محمّد همدانى و سيد شهاب الدّين مرعشى بهره‌مند شد . با آنكه ايام حضور وى در قم ، مصادف با سختگيرىهاى حكومت ظالمانه رضا خان بر عليه روحانيت بود ، با اين حال وى استقامت فراوانى از خود در تحصيل نشان داد و زحمات زيادى در كسب دانش كشيد ، تا آنكه در بين دوستان هم‌دورهء خود ، نمونه گرديد و در امتحان حوزه كه از ناحيه اساتيد و علماى وقت برقرار شد ، شركت نمود و رتبهء ممتاز را حائز گشت و مورد تشويق اساتيد وقت فرا گرفت كه تشويق‌نامه‌هاى آن زمان موجود مىباشد . معظم‌له در همان ايام ، با دختر عموى خود وصلت نمود و صاحب دو فرزند گشت . اگرچه عشق به خانواده و فرزندان ، او را به اقامت در كنار آنان وامىداشت ، ولى علاقهء مفرط به علوم عاليه و شوق نيل به مقام رفيع اجتهاد ، او را به هجرت و دورى از خانواده فرامىخواند . ازاين‌جهت بود كه همسر و فرزندان را به پدر سپرد و با تحمل رنج سفر ، راهى نجف اشرف شد و در محضر استوانه‌هاى علمى شيعه يعنى حضرات آيات : سيد ابو الحسن اصفهانى و شيخ ضياء الدّين عراقى زانوى ادب بر زمين زد و از چشمهء جوشان آن فرزانگان و ساير اساتيد حاضر ، سيراب گشت و بخاطر هوش و ذكاوت و زهد و تقوايش ، مورد توجه اساتيد خود قرار گرفت . معظم‌له خاطرات فراوانى را از دوران تحصيل در نجف اشرف براى مؤمنين نقل مىكردند كه تبرّكا به يكى از آنها اشاره مىشود . وى مىفرمودند : مدتى از نظر مالى و ادارهء معاش ، سخت در مضيقه بودم و چاره‌اى جز توسل به ساحت مقدس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نداشتم . ازاين‌رو وارد حرم مطهّر شدم و مشغول عرض ادب و خواندن زيارتنامه شدم . ناگهان متوجه شدم كه سيد ابو الحسن اصفهانى جهت زيارت وارد حرم گرديدند . من خود را كنار كشيدم كه مزاحم زيارت آقا نشوم . يك‌لحظه ديدم آقا مسير