هر بلدى يا شخص اوّل بودم يا در طراز اوّل اهل منبر ، اعمال برجستهء من اولا در مازندران : جلوگيرى از يك كار بدى بود كه انجام دادم . . .
مرحوم آيتاللّه سيد احمد شبيرى زنجانى در كتاب خود ( الكلام يجر الكلام ) مطالب و داستانهاى سودمندى از وى نقل مىكند ، و ظاهرا دوستى و الفت با يكديگر داشتند . در پاورقى كتاب مذكور ، وى را چنين معرفى كرده است :
( مرحوم آقا شيخ ابراهيم اصلا سردرودى تبريز بود ، هر روز در پاى درس مرحوم حاج شيخ عبد الكريم ( حائرى يزدى ) ذكر مصيبت مىكرد . همان دم كه مرحوم حاج شيخ در منبر قرار مىگرفت . آن مرحوم قبلا چند كلمه ذكر مصيبت مىكرد ، بعد آقاى حاج شيخ شروع به درس مىفرمود . از قضا همانطورىكه او در مجلس درس پيشخوان بود ، در رفتن از اين دنيا پيش قراول شد . ده شب پيش از حاج شيخ وفات كرد . شب چهارشنبه هفتم / ذىالقعده / 1355 ق مطابق با 30 / دى / 1315 ش او وفات كرد ، و شب هفدهم همان ماه آقاى حاج شيخ « رحمة اللّه عليهما » .
بايد اضافه كرد كه وى در ادبيات عرب نيز دست داشته و اشعارى در زمينههاى مختلف سروده ، كه در يكى از منابع خطى ، قصيدهاى از نظم مترجمله در رثاى آيتاللّه ميرزا صادق آقاتبريزى ديدم .
سرانجام در روز چهارشنبه 7 / ذىالقعده / 1355 ق مطابق با 20 / دى / 1315 ش در تهران درگذشت ، و در قبرستان حاج شيخ به كد ( 25235 ) قم به خاك سپرده شد .
- منابع
1 - الكلام يجر الكلام 2 / 86 .
2 - روزنامه اطلاعات ، سال دوّم ، شمارهء 411 ، صفحه 2 ، به تاريخ اوّل / بهمن / 1306 ش .
3 - شرح حال آيتاللّه ميرزا صادق آقاتبريزى ، كه به قلم استاد سيد احمد اشكورى نگارش يافته و مخطوط مىباشد .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1377
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٣٧٧