اينكه كوچكترين بهانهاى براى كوبيدن اين حوزه ، به دستشان ندهد ، با نهايت هوشيارى ، در تمام مدت زعامت خود ، مبارزهء منفى را برگزيد و ديديم كه اين مبارزهء منفى و سكوت برندهتر از شمشير ، چگونه نقشهء خائنانهء زيرزمينى دشمن را خنثى كرده و نقشبرآب نمود . و بدينسان ، با سياست « صبر » و « سكوت » ، عظمت و كيان حوزهء علميهء قم را از متلاشى شدن و سقوط حتمى نجات داد .
تا آنجا كه خود دشمن ضمن اعتراف به اين شكست تلخ ، عملا بر اين سياست هوشيارانهء « علوى » مهر تأييد نهاد ، و درحالىكه قبر شريف آن مرجع دورانديش و بلندنظر شيعه را با لگد مىكوبيد ، مىگفت :
« . . . زمان خودش بود ! ، من هرچه خواستم براى تخريب و متلاشى ساختن اين حوزه ، حرفى از دهانش بگيرم . هرگز بهانه به دستم نداد و مهر سكوت بر لب نهاد ! » .
بلى :
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ .
آرى : او تنها با يك سكوت ، هويت حقيقى مستبدى را ( كه بنا به فرمودهء عالم وارسته و مجاهد نستوه آيتاللّه طالقانى : « من وظيفه دارم كه دين اسلام را احياء كنم » آشكار ساخت .
او از خود هفده جلد كتاب و اثر علمى و مذهبى در فنون مختلف به يادگار گذاشته است ، كه تا اين تاريخ شش جلد از آنها ، به زيور طبع آراسته شده و بقيه به صورت مخطوط باقى مانده است .
حوزهء علميهء آذرشهر در عصر ايشان
در عصر آن مرحوم ، در آذرشهر حوزهاى تأسيس شده ، كه قريب پنجاه نفر محصل علوم دينى از شهرى و حومه ، از مقدمات گرفته تا سطوح عالى از محضر پرفيض وجود ايشان خوشهچينى و استفاضه مىكردند ، و در مدرسهء مرحوم « حاج كاظم » محصلين شبخواب وجود داشت ، و مخارج اكثر آنها برعهدهء ايشان بود .
حاصل عمر و حيات پربركت اين عالم وارسته در اين شهر كوچك ، عدهاى از