تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1354

مساهمون:

ص١٣٥٤
مبارزات و جانفشانيهاى انبيا است و براى جهانى كردن آن جاى هيچ‌گونه درنگ و تأملى نيست . بايد راه افتاد ، بايد كار كرد ، بايد كوشيد ، بايد دويد . بايد اين طرف و آن طرف زد و بايد دشمنان و مزاحمين را از سر راه برداشت و اگر لازم باشد بايد جان عزيز را نيز به صورت تحفه‌اى ناقابل به معشوق خود يعنى آفريدگار جهانيان هديه نمود . تشخيص آن شهيد اين بود كه وقتى به مرحلهء يقين رسيديم كه بشريت را گمراه كرده‌اند و حق با اسلام است و بايد جهان را نجات داد و به راه راست واداشت . ديگر نبايد سر خود را گرم كرد و منتظر چيزى ماند ، بايد حركت كرد و از خدا يارى جست و عقيده داشت كه خدا هم طبق وعده‌اى كه فرموده يارى خواهد نمود و او واقعا به وعدهء خدا درباره يك عملكرد صحيح الهى با تمام وجود اعتقاد داشت . نواب صفوى سه سال و اندى در نجف ماند و از درياى مواج معارف آسمانى مكتب اجدادش ، درسهاى بسيارى را آموخت . علماى غيرتمند نجف كه نگران اوضاع ايران بودند . مرتبا اخبار اسف‌بار فسادهاى ناشى از اشغال اشغالگران جهانخوار به ايشان مىرسيد و از همهء اخبار نگران‌كننده‌تر ، سوءاستفاده از آزاديهاى پس از اختناق و تبليغات ضد اسلامى گروه‌هاى دست نشاندهء خارجى و دين‌سازان داخلى و از همه خطرناك‌تر تبليغات احمد كسروى بود . از خدا مىخواستند كه فرجى شده و امت مسلمان از اين همه شر و گرفتارى نجات يابند . نواب صفوى راهى تهران مىگردد و در دادگاه اقدام به ترور كسروى مىكند كه اولين اقدام سياسى او حساب مىشود ، همين‌طور مبارزاتش تا آخرين روزهاى حيات ادامه پيدا مىكند . اينك دفاع دختر ايشان - يعنى خانم فاطمه نواب صفوى - كه در روزنامهء توس ، شمارهء 44 ، مورخ 23 / شهريور / 1377 ش چاپ شده ، توجه مىكنيم : . . . متأسفانه در مصاحبه‌اى در صفحهء گفت‌وگوى روزنامهء محترم توس گفت و