ناميد و نيز ترور كسروى را بزرگترين مبارزهء مسلحانه مذهبى دانست .
اين نمونهاى از تحرك و اهتمام ايشان به امور دينى است كه هميشه خود را در اين رابطه آماده داشت و از هيچچيز نمىهراسيد . مدت چهل و پنج سال پس از مراجعت از اصفهان ، در تهران زيست و به ارشاد مردم و ترويج دين همت گماشت و عمر شريفش را وقف مردم نمود و چراغ هدايت برفروخت و پس از خود تربيتشدگانى متعهد و متدين بجاى گذاشت ، كه هريك نمونهاى از مريدان و علاقهمندان وى بودند .
ارتباط خاص و روابط معنوى تامى با يگانه زاهد زمان ، استوانهء علم و تقوا مرحوم حاج شيخ مرتضى طالقانى « ديزانى » داشت . وى كه در نجف اشرف با آن وجاهت علمى و تقوايى كه بين علماى بزرگ نجف و سايرين در آن زمان داشت ، در حجرهء كوچكى در مدرسهء سيد مىزيست . مرحوم حاج شيخ محمّد حسن طالقانى در سفرى كه به مكه معظمه مشرف شد ، در همين حجره وارد بر ايشان گرديد . اين سنخيّت و ارتباط معنوى طورى محكم و زمينه انضمام اين دو روحانى را ايجاد نموده بود كه هرگونه مشكلى را ، من جمله تنگى مكان و ديدار آقايان علما از حيث عدم وسعت در اين حجره كوچك ، چگونه ميسّر خواهد بود ، از فكر همراهانشان زدود و در آن حجره جاى گزيد و علىرغم همهء پيشبينىها ديدار آقايان علماى اعلام چون آيتاللّه سيد ابو الحسن اصفهانى و آيتاللّه ضياء الدّين عراقى و ساير علماء در همان حجره انجام پذيرفت .
فقيد سعيد نزد علما و مراجع نجف و قم ، از احترام خاصى برخوردار بود و چون بر اين عقيده بود كه حفظ حوزههاى علميه و تربيت طلاب علوم دينيه از فرائض است . زيرا نشر احكام و ترويج دين مقدس اسلام در آينده بهوسيله همين طلاب علوم دينيه مىباشد ، هرساله مقادير قابل توجهى وجوهات شرعى ، به خدمت مراجع قم و نجف ارسال و در اينباره اهتمام و سعى فراوانى مبذول مىداشت و در عين حال خود در خانه محقرى كه هماكنون موجود است ، تا پايان عمر زيست .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1535
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٥٣٥