علما و مجتهدين آن دوره طالقان از ايشان به عمل آمد .
سفر ايشان چند هفتهاى طول كشيد كه به تهران بازگشتند و تمام علماى معروف تهران به ديدارشان آمدند ، از جمله : مرحوم حاج شيخ عبد النّبى نورى و حاج ميرزا ابو القاسم خوئى كه هر دو از علماى بزرگ تهران بودند و در آن مجلس پس از بحثهاى علمى و گفتگوهاى بسيار كه در حقيقت ، همهء اينها براى معارفه از ايشان ترتيب يافته بود ، معظمله را به تدريس در مدرسه دارالشفا در بازار تهران مأمور نمودند . پس از چندى تدريس در اين مدرسه و ازدياد طلاب و تقاضاى مكرّر آنان مجلس درسى نيز در منزل ايشان تشكيل گرديد . اين مجالس درس پيش از ظهر و نيز قبل از طلوع آفتاب همچنان داير بود و مجلس درس ديگرى به جهت دوستى خاصى كه با مرحوم مجاهد بزرگ مرحوم سيد حسن مدرس داشت ، در مدرسهء عالى سپهسالار سابق ( و مطهرى امروز ) تشكيل گرديد . زيرا مرحوم مدرس ( رحمة اللّه عليه ) اصرار داشتند كه ايشان در اين مدرسه تدريس نمايند .
تا اينكه به تقاضاى بسيارى از اهالى محل و اصرار علماى تهران بنا بر ايفاى وظيفهء شرعى به ارشاد مردم و اقامه نماز جماعت در مسجد مرحوم سيف الدوله - واقع در كوچه ظهير الاسلام - مشغول شدند . در همين ايام كليه مراجعات و حل و فصل امور دينى مردم با ايشان بود و ديرى نپاييد كه آوازهء علم و تقوايش زبانزد خاص و عام گرديد . اين نبود مگر در اثر حسن عمل و سلوك خداپسندانهاش با مردم . كسى نبود كه حتّى يكبار با ايشان ملاقات كند و زبان به مدح و ثنايش نگشايد . خانهاش چون خانهء خدا ، محل ارباب رجوع و عامهء مردم تهران بود . عموم حوائج مردم از بيع و شراء و حل و فصل دعاوى حقوقى و قضاوت در اختلافات زناشويى در اين محكمه بر مبناى شرعى به رايگان انجام مىشد .
صحت عمل و اعتقاد مردم به قضاوت ايشان بر پايهاى بود كه دولت وقت ، در آن زمان كه فاقد محاضر رسمى و محاكم قضايى بود ، احكام صادره از ايشان را در باب قضا و كليه دعاوى و تنظيم اسناد ، قطعى و لازم الاتباع دانست و اين محكمه را
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1533
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٥٣٣