اصفهان در آن زمان به علت وجود اساتيد بزرگ و نابغهاى چون : مرحوم [ سيد محمّد باقر ] درچهاى و جهانگير خان قشقايى مورد توجه عموم طالبان علم قرار مىگيرد . بههمينجهت است كه اصفهان در آن زمان دار العلمى بىمانند و مورد توجه بوده است . بههرحال پس از چند سال استفاده از محضر درس بزرگان و در پرتو استعداد سرشار و استقامت فكر در زمرهء فضلاى حوزه در آمد و مورد توجه قرار گرفت . تا بالاخره قابل درك فيض از محضر استاد بزرگ و اعلم مجتهدين زمان مرحوم درچهاى مىگردد و از تحقيقات فقهى و اصولى آن بزرگوار استفادهها مىكند . در اين ايام است كه چنان مجذوب درس استاد مىگردد و تحقيقات فقهى آن بزرگمرد اسلام ، چنان شاگردان خويش را در درياى بيكران علم و دانش غوطهور مىسازد كه ساعتى غيبت از درس را جايز نمىشمارد ، سالها در پاى درس اين محقق و متفكر اسلامى زانو زد و پايههاى تفكر و تحقيقات فقهى و اصولى خويش را بر آن روش پايه نهاد .
روزها و سالها گذشت تا مورد توجه آن حضرت قرار گرفته و از الطاف خاص ايشان برخوردار گرديد ، تا آنجا كه در مجالس خصوصى ايشان شركت مىكرد ، و در بحثهاى علمى مورد تشويق استاد خويش قرار مىگرفته و بارها اين مرد بزرگ در حجره از ايشان ديدن مىكرده و اين خود مزيتى بوده است كه استاد بزرگى چون درچهاى ، شاگردى را اين همه مورد لطف خويش قرار مىداد .
اما درس معقول ، حكمت و فلسفه را نزد فيلسوف بزرگ اسلامى ، آن يگانه عارف ربانى مرحوم جهانگير خان قشقائى تلمّذ نموده و چه داستانها از محضر پرفيض اين عارف بزرگ و فيلسوف سترك مىسرود و اعمال او را مىستود . چنان غرق در تحقيقات و بيانات علمى اين دو استاد بزرگوار شده بود كه سر از پا نمىشناخت و اصفهان را وطن ثانى خويش مىخواند . بههمينجهت سى و پنج سال در آنجا اقامت گزيد و پس از آن به تهران آمده و براى اوّلين بار به ديدار پدر و مادر و صلهء ارحام به طالقان مراجعت كرد و در آنجا با استقبال گرمى از طرف آقايان
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1532
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٥٣٢