خدمات اجتماعى ( كه نمونههائى از آن را خواهيد شنيد ) انجام مىداد ، دينارى نمىپذيرفت ، و در بازار خياطان تهران به شغل شريف خياطى اشتغال داشت و « داودوار » با كدّ يمين و « عرق جبين » و به اصطلاح با دسترنج خود امرار معاش و زندگى مىكرد ، آنان كه با او آشنائى داشتند مىگويند ؛ يكى از صفات وى در طول زندگى عمل به وعده بود ، حتى يكبار هم نشد براى تحويل لباس وقتى را معين كند و در آن خلف ورزد .
به حق بايد گفت اين خصيصهء اخلاقى كه بسيارى از ما نسبت به آن بىتفاوت هستيم . يكى از اخلاق برجستهء اسلامى است كه پيامبر گرامى صلى اللّه عليه و آله و سلم دربارهء آن فرمود : « عدة المؤمن دين » وفا به وعده دينى است كه بايد به آن عمل شود .
او در ميان مشاغل ، شغلى را برگزيده بود كه نتيجهء آن علاوه بر كمك به زندگى مردم در گرما و سرما ، پوششى بود بر معايب و نقايص كه آن نيز به حكم گفتار امام « و يستر عيبه » از وظايف اسلامى است .
خدمات اجتماعى
او در بازار تهران به درستى و پاكى ، و ركگوئى شهرت داشت و مردم بسيارى از مشكلات خود را با او در ميان مىنهادند ، و به ارشاد و راهنمائى او ارج مىگذاردند و به خاطر علاقهاى كه به جامعه داشت ، مسائل سياسى مملكت را از دوران جوانى تعقيب كرد ، و مىدانست كه در كشور چه مىگذرد در اينجا رشتهء سخن را به دست يكى از فرزندان ايشان مىدهيم ، تا از پايهء آگاهى و صداقت و دلسوزى اين مرد به مردم و ميهن اسلامى آگاه شويم . اينك در پاى گفتار ايشان مىنشينيم و دو جريان را مىشنويم :
الف : در دوران استبداد سياه قاجار يكى از قنادهاى بازار تهران با ناراحتى پيش پدرم آمد و گفت : وزير ماليه براى صنف ما ، ماليات جديدى وضع كرده ، پدرم گفت :
من اقدام مىكنم او كه مىدانست اين موضوع در مجلس مطرح نشده است ،