تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
جلالى گهگاهى شعر هم مىسرود و اغلب اشعارش در رثاء اهل بيت عليهم السّلام بود ، از جمله مرثيه‌اى كه به صورت مستزاد است در سال 1351 ق در رثاى حضرت على اكبر عليه السّلام سروده ، تقديم مىگردد :
گفتار سر نعش على اكبر شه بطحا * مه‌طلعت بابا از چيست به خون خفته‌اى اى نوگل رعنا * مه‌طلعت بابا انداخت كه از تيغ ستم قد رسايت * افكند ز پايت بنموده مرا نوحه‌گر از داغ فراقت * افكند ز پايت خم كرده قدم همچو كمان بهر عزايت * افكند ز پايت برخيز نما جان پسر شكوه ز اعدا * مه‌طلعت بابا اين فرق منير تو كه منشق ز جفا كرد * از حق نه حيا كرد وين قامت شمشاد تو بر خاك فنا كرد * از حق نه حيا كرد در ماتم هجران تو ما را به نوا كرد * از حق نه حيا كرد زين قوم كنم شكوه بر قادر يكتا * مه‌طلعت بابا اين بود اميدم كه ترا شاد نمايم * داماد نمايم از شادى تو شاديم آغاز نمايم * داماد نمايم اندر شب عيشت بفلك باز نمايم * داماد نمايم سازم خبر از سور تو بر جمله بطحا * مه‌طلعت بابا گفتم كه شب عيش بپوشم بقبايت * بندم بحنايت دوزم ز وفا رخت عروسى ز برايت * بندم بحنايت در حجلگه عيش نشانيم رعنايت * بندم بحنايت افسوس كه ناكام برفتى سوى عقبا * مه‌طلعت بابا از داغ تو بابا بنمايم چه صبورى * آه از غم دورى صد آه كه شاديت نديدم بدهورى * آه از غم دورى بينم چسان غوطه‌ور اندر يم خونى * آه از غم دورى
منبع 1 - بزرگان رامسر 58 .