اساتيدى بزرگ چون : ميرزا عبد الهادى شيرازى ، سيد محسن طباطبائى حكيم ، سيد محمود شاهرودى ، سيد ابو القاسم خوئى و ميرزا باقر زنجانى تحصيل علم نمود ، و به مراتب عاليهء اجتهاد رسيد و از آن اساتيد عالىمقام و مراجع نامدار به اخذ جواز اجتهاد نايل آمد . در مدت اقامت نهسالهاش در نجف اشرف ضمن اينكه در درسهاى خارج فقه و اصول حضرات آيات شركت مىنمود ، همزمان در حوزهء علميه به تدريس مىپرداخت .
نشر احكام و تبليغ مذهب
در آن ايام با توجه به جوّ حاكم وطن خويش و اوضاع فكرى افراد ، احساس مسئوليت شرعى در قبال مردم ، او را بهسوى وطن خويش كشاند . لذا عازم تبريز شد . هنگام ورود به شهر تبريز ابتداء بر حضرت آيتاللّه سيد ابو الحسن انگجى كه از علماى صدر اول شهر بود وارد شدند و بعد از آن در شهر تبريز اقامت گزيدند و به رتق و فتق امور مردم و نشر احكام اسلامى همت گماشتند . از همان به دو ورود به سبب فضل و دانش و زهد و تقوا مورد توجه عام و خاص واقع شدند . لذا مردم بر او گرد آمدند و محضرش را مغتنم داشتند . او ضمن تدريس ، به يارى مظلومان و حمايت از تهىدستان و تربيت طلاب پرداخت و حدود سى نفر در منطقهء « بدوستان » و « سراى » تحت تربيت و تكفل ايشان در حوزهء علميهء تبريز به كسوت روحانيت درآمدند ، كه بسيارى از آنان هماكنون در حال خدمت به ملت شريف مىباشند . وى چون خود بزرگشده و تربيت يافته در محفل روحانى بودند ، دو فرزند خويش را نيز در همين راه تربيت كرد و در كسب معارف دينى و علوم اسلامى ايشان را سفارش مىنمودند .
اينجانب عبد الرحيم سرايى كه فرزند ارشد ايشان هستم در شهر قم مشغول فعاليت و تحصيل مىباشم . و اخوى كوچكتر آقاى ميرزا اسحاق سرايى در شهر تبريز يكى از مسئولين نظام مىباشند .
خدمات و يادگارىهاى خيريه
در زمينهء خدمات عمومى ايشان مىتوان گفت ؛ در همان سالهاى اول كه از