و كرمانشاه شد . حسام السلطنه در مقر حكمرانى خود كرمانشاه بود و ابو الفتح ميرزا پسر خود را نيابتا به حكومت كردستان تعيين و روانه نمود . و در سال 1298 ق ملقب به « مؤيد الدوله » شد و تا سال 1299 ق به حكمرانى كردستان برقرار بود .
حاكم زنجان و گيلان
در اين سال كه حكومت كردستان نيز جزو چندين حكومت ظل السلطان گرديد ، مؤيد الدوله به جاى اللّه قلى ايلخانى به حكومت زنجان تعيين و فرستاده شد . و بعد در سال 1301 ق ناصر قلى عميد الملك به جايش تعيين گرديد . چون حكومت گيلان تحت نظارت كامران ميرزا نايبالسلطنه بود ، ازاينجهت مؤيد الدوله شوهر خواهر و برادرزنش در سال 1303 ق از طرف مشاراليه به حكومت گيلان منصوب شد و تا سال 1305 ق حكومتش در آنجا ادامه داشت .
ادوارد براون در كتاب خود « انقلاب ايران » ، در جايى كه از شيخ احمد روحى و ميرزا آقا خان كرمانى نام مىبرد ، چنين گويد : از آنجا ( تهران ) به رشت رفتند و چندى مهمان مؤيد الدوله حكمران دانشمند بودند ، ولى همينكه حكمران فهميد كه آنها مورد بىمرحمتى ناصر الدّين شاه هستند بيرونشان كرد و از آنجا به استانبول رفتند .
در سال 1305 ق حكومتهايى كه زير نظر و سلطهء ظل السلطان و كامران ميرزا نايبالسلطنه پسران ناصر الدّين شاه بود از هر دو نفر منتزع گرديد . از آن جمله حكومت گيلان بود كه از كامران ميرزا نيز گرفته شد . در اين هنگام ابو النصر ميرزا حسام السلطنه برادرزن ديگر نايبالسلطنه ، به جاى مؤيد الدوله برادر بزرگتر به حكومت گيلان تعيين و فرستاده شد و تا سال 1308 ق حكومت برادر كهتر در آنجا ادامه داشت . لكن در اين سال دوباره مؤيد الدوله براى بار دوم به حكومت گيلان منصوب گرديد و تا 1310 ق حاكم بود و در شعبان 1310 ق تغيير مأموريت داده به جاى ميرزا فتح على شيرازى « صاحب ديوان » ، استاندار خراسان و متولىباشى آستان قدس رضوى گرديد . روابط بين مؤيد الدوله و امين السلطان « صدر اعظم »