او برگشت و از مناصب خود كناره گرفت و پس از زيارت خانهء خدا و روضهء رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله در بخارا انزوا اختيار كرد . وى با نوشتن كتابهاى درسى امرار معاش مىكرد و در اواخر عمر به مقام افتا منصوب گرديد و علاوه بر تدريس مديريّت بعضى از مدارس بخارا را به عهده داشت . او در تنگدستى به سر مىبرد و سرانجام در سال 1305 ه . به رحمت حق پيوست . عدّهاى عقيده دارند كه مفتى عيسى مخدوم صوفى بود ؛ چنانكه اكثر اشعارش به مذاق صوفيه خوشايند است . مفتى عيسى مخدوم در خط نستعليق از زيبانويسان عصر خود بود و سرعت نگارش او به درجهاى بود كه در شبانهروز يك جلد كتاب مختصر الوقايه را كه عبارت از 12 بخش است مىنوشت .
مفتى عيسى مخدوم بلخى با احمد دانش كه مشهور به احمد مخدوم كله بود ، نيز با قاضى عبد الواحد صدر صرير و اعلم العلماء ابو الفضل سيرت تا آخر عمر مصاحبت دوستانه داشت . وى در علوم دينى و رياضى و نيز ادبيات فارسى و عربى از جمله محققان زمان خود بود . او تقويمى داشت كه حكايت از فصول چهارگانه مىكرد و فرزندش ملا صدر الدين مدرس آن را به طبع رسانيد . مفتى عيسى مخدوم غزلى در مدينهء منوّره سروده است كه چند بيت از آن نقل مىشود « 1 » :
النويد اى دل كه اقبالى به كارم كردهاند * آبرنگ صد چمن نذر بهارم كردهاند
بارگاهى را كه خاكش آبروى عرش بود * كز رياضش تا ابد گل در كنارم كردهاند
در شفاعت آبروى معصيت بيش از تقى است * در رهش پيرايهء رحمت نثارم كردهاند
در خيال نعت نتوان ساحت قدرش نمود * ليك در سوداى او بىاختيارم كردهاند
شش جهت دارد نواى رحمة للعالمين * شاد باش اى دل كه بس اميدوارم كردهاند
عيسى از عرض محبت عالمى را سوختم * رنگ امكان يك قلم نذر شعارم كردهاند
هامش
( 1 ) - مجلهء آريانا ، سال 8 ، ش 9 ، ص 26 .