منوچهرى دامغانى ندارد . « 1 »
راوندى بدون هيچ توضيح و توصيفى از قصيدهء تتماجيهء او ياد كرده است . گويا اين قصيده در عهد مؤلّف راحة الصدور به سال 599 ه . ق . شهرت داشته است . تتماج ( واژهاى تركى ) غذايى است در بلخ و نواحى آنكه هماكنون به آش كشيده معروف است . « 2 » مردمان بلخ و نواحى آن از مهمانهاى بسيار عزيز خود با اين غذا پذيرايى مىكنند .
استاد بهار مىگويد كه در كتابخانهام جنگى وجود دارد كه بعد از سعدى و قبل از حافظ تأليف شده و از شعراى نامدار و گمنام اشعارى در آن ثبت است ؛ از آن جمله قصيدهاى به نام منوچهرى در آن كتاب به چشم مىخورد . پس از مطالعه يقين كردم كه قصيده از منوچهرى نيست .
در ديوان خطى خاقانى نيز كه در كتابخانهء حقير موجود است و به سال 1040 ه . ق .
نوشته شده است قصيدهء تتماج ديده مىشود . اين قصيده نيز از خاقانى نيست . علاوه بر تفاوت سبك شعر ، قصيدهء مزبور در هيچيك از نسخههاى خطى و چاپى ديوان خاقانى نيز يافت نشده است و تنها در يك نسخه وجود دارد .
شمس الدّين احمد بن منوچهر شصت كلّه بلخى اين قصيده را در وصف تتماج سروده است . او وصفى كرده است دقيقتر و لطيفتر از وصف هر وصّافى دربارهء اين غذا و همهء اشارات و علامات اين خورش را به ميان آورده است ؛ هرچند به صراحت ذكرى از نام خورش نكرده است . « 3 »
قصيدهء تتماجيه
شد خيل ستارگان پريشان * چون رايت صبح شد درافشان
يك قرصهء زر بداد تاوان « 4 » * گم كرد فلك ستام صبحش
فارغ ز همه فلان و به همان * من خفته ز مستى شبانه
هامش
( 1 ) - مجلهء مهر ، س 6 ، ش 5 ، ص 348 .
( 2 ) - راحة الصدور ، ص 57 .
( 3 ) - مجله مهر ، شماره 5 ، سال 6 ، ص 347 .
( 4 ) - تاوان : غرامت .