نصر اللّه احساس خطر كرد و شبانه بهسوى خراسان فرار نمود . در اين زمان نادر ميرزا در هرات تحت حمايت تيمور شاه ، جانشين احمد شاه درانى ، قرار داشت و وقتى خبر حركت برادرش به سمت مشهد را شنيد با سپاهى از افاغنه به مقابله او آمد و مانند گذشته شكست خورد و به توس فرار كرد .
بدينترتيب بعد از سالها نصر اللّه در حدود 1196 ه . ق وارد مشهد شد و بار ديگر كارها را در اختيار گرفت . « 1 »
در اين دوره شهرهاى ايران صحنه كشمكش بين مدعيان قدرت بهويژه قاجارها و زندها بود . نصر اللّه هم قصد داشت وارد اين درگيرىها شود . يكبار هم در جاجرم به نزد حسين قلى خان قاجار ( جهانسوز ) رفت تا با او همراه شود اما كارى از پيش نبرد و به توصيه خان مزبور به مشهد برگشت . « 2 »
نصر اللّه تا سال 1200 ه . ق كه در قيد حيات بود اختياردار امور مشهد بود .
گويا در اواخر عمر به استعمال دخانيات دچار شد و از رشادتهاى پيشين چيزى در او نماند و عاقبت براثر همين عارضه در سن 35 سالگى درگذشت . او علاوه بر اشتغال به مسايل سياسى و نظامى ، طبع شعر داشت . اين دو بيت از او است :
مستوفى ديوان قضا روز نخست * مجموعه شادى و الم كرد درست
شادى به تمام مردمان قسمت كرد * غم باقى ماند ، گفت اين قسمت توست
* * * همچنين يكى از پسران او به نام اكبر ميرزا در نجوم ، رياضى و « جميع فنون » استاد عصر خويش بوده و اشعارى هم از او بر جاى مانده است . « 3 »
اسماعيل رضايى
هامش
( 1 ) - همان / 647 .
( 2 ) - محمد تقى لسان الملك سپهر : ناسخ التواريخ 1 و 2 / 31 .
( 3 ) - همان / 580 .