خويش از او جدا شدند و با او همراهى نكردند .
در لشكركشى افغانها ، كه در سال 1182 ه . ق صورت گرفت ، احمد شاه با لشكرى گران و مجهز مشهد را محاصره كرد ؛ اين در حالى بود كه نيروهاى مدافع از شهر به زحمت به دو هزار نفر مىرسيد و فرماندهى مقاومت در مقابل مهاجمان برعهده نصر اللّه ميرزا بود . او با مسدود كردن تمام دروازههاى شهر و حملات غافلگيرانه به اردوى افغانها چنان عرصه را بر آنها تنگ كرد كه احمد شاه متقاضى صلح شد . در مذاكرات صلح كه بين وزير اعظم احمد شاه با شاهرخ و نصر اللّه صورت گرفت ، شاهرخ به صراحت عنوان كرد كه « ما را هم با شاه درانى جنگ نمىباشد ، نصر اللّه بنا را بر حرب گذاشته است » . « 1 »
در واقع شاهرخ حاضر بود تسلط شاه افغانى را بر خود بپذيرد به شرط اينكه حكومتش بر مشهد پابرجا باشد ؛ اما نصر اللّه كه احمد شاه و ديگر افاغنه را زيردستان جد خويش مىدانست ، حاضر به پذيرفتن اين سلطه نبود .
شرايط صلح بيشتر توسط احمد شاه تعيين شد و يكى از موارد آن پيشكش كردن اسب مشهور نصر اللّه به پادشاه درانى بود كه مورد پذيرش وى قرار گرفت . البتّه در مقابل ، هداياى باارزشى هم دريافت كرد و احمد شاه از او به فرزندى ياد نمود . « 2 » بعد از انعقاد صلح ، لشكر افغان در 1184 ه . ق بهسوى قندهار برگشت ، محاصره شهر به پايان رسيد و نصر اللّه ميرزا با موقعيت محكمتر از پيش در مشهد ماند .
موفقيت نصر اللّه در مقابل افاغنه جايگاه ويژهاى براى او به ارمغان آورد ؛ تا جايى كه خوانين و سركردگان خراسان او را بهعنوان ولى نعمت « 3 » خود پذيرفتند و شاعران در مدح وى شعرها سرودند ؛ از جمله قصيدهاى كه آذر بيگدلى سرود و با اين مطلع شروع
هامش
( 1 ) - همان / 117 .
( 2 ) - همان / 119 .
( 3 ) - ابو الحسن قزوينى : فوائد الصفوية / 156 .