خود را تقديم او نمود ، دختر خويش را به ازدواج او درآورد . « 1 » بعد از مدتى نامهاى به دست نصر اللّه افتاد كه طبق آن حسن خان قصد داشته است او را به شاه درانى تحويل دهد . هرچند در دنباله اين روايت آمده كه نامه توسط دشمنان حسن خان جعل شده است ؛ اما با توجه به همكارى و ارتباط خاندان قرايى با افاغنه اين امر دور از واقعيت نيست . به هر صورت اين نامه باعث شد كه خان مذكور توسط نصر اللّه كشته شود .
خانواده و طرفداران حسن خان در مقابل جبههآرايى كردند و محمد سياه كه يار نزديك نصر اللّه بود ، به آنها پيوست و در روزى كه او براى شكار از قلعه خارج شده بود ، دروازهها را بستند و او به ناچار راهى مشهد شد . در بين راه بيشتر همراهانش متفرق شدند و با تعداد كمى از نزديكانش باقى ماند .
شاهرخ كه در جريان اخبار مربوط به فعاليتهاى نصر اللّه بود ، نادر ميرزا را از طبس فراخواند و دروازههاى شهر را مسدود كرد . نصر اللّه به سمت نيشابور حركت كرد ؛ عباس قلى خان حاكم شهر از او به گرمى پذيرايى كرد اما چون آوازه بدعهدى ميرزا را با حسن خان شنيده بود بسيار محتاطانه رفتار مىكرد . « 2 » نصر اللّه مدت شش ماه در نيشابور ماند و چون در خراسان احدى از امرا و سركردگان با او دم موافقت نمىزد در حدود سال 1190 ه . ق راهى شيراز شد .
كريم خان زند از او به گرمى استقبال كرد و او مدت شش سال ، تا پايان عمر كريم خان و دوره حكومت ابو الفتح خان ( 1193 ه . ق ) ، وكالت زكى خان و صادق خان ( 1193 - 1196 ه . ق ) در شيراز مىزيست . در سال 1196 ه . ق شيراز به محاصره على مراد خان ( 1196 - 1199 ه . ق ) درآمد . نصر اللّه در روز قبل از سقوط شهر به اردوى خان مزبور پيوست و همراه او شد . بعد از اينكه پسران كريم خان به دستور على مردان خان كشته يا نابينا شدند ،
هامش
( 1 ) - همان / 640 .
( 2 ) - همان / 641 .