شد و او پسرش سلطان حسين ميرزا جلال الدوله را به عنوان حاكم فارس انتخاب نمود و به همراه او صاحب ديوان به عنوان پيشكار راهى شيراز شد كه در ششم رجب همان سال به آن شهر وارد شدند . 8
شيراز موطن آباء و اجداد صاحب ديوان بود . خاندان او از مدتها قبل جزو متنفذين و قدرتمندان شهر شيراز و منطقه بودند و به قول خفيهنويس انگليس « در حقيقت اكثر بزرگان اهل شيراز از فرزند و نواده و نتيجه حاجى بىبى والده جناب صاحبديوان » بودند . 9
با توجه به پايين بودن سن جلال الدوله در اين زمان كه سيزده سال بيش نبود ، زمام امور حكومتى فارس و نواحى اطراف در اختيار صاحبديوان قرار گرفت . اما او رقيبى جدى داشت كه برادرش على محمد خان قوام الملك ( 1245 - 1310 ق ) بود و در بين ايلات اطراف فارس نفوذ فراوانى داشت . اين رقابت تا پايان عمر على محمد خان و بعد از او پسرش ادامه داشت . از اولين سال ورود به شيراز ، صاحبديوان با اقدامات شيخ على اكبر فالاسيرى مواجه شد . شيخ على اكبر كه يكى از روحانيون برجسته فارس به حساب مىآمد عليه اقدامات يهودىها تبليغ مىنمود و مردم را بر ضد آنها تحريك مىكرد . در نتيجه ناآرامىهايى در شيراز رخ داد كه خبر آن به شاه قاجار رسيد و او را به تهران احضار كرد .
صاحبديوان از فرستادن او خوددارى نمود و قول داد اوضاع را آرام كند .
ضمن اينكه در جواب معترضين به مخالفان شيخ على اكبر گفت : « نمىتوانم سيد معززى را از شهر بيرون كنم محض خاطر طايفه يهود » 10 .
در سال 1299 ق صاحبديوان براى ساماندهى وضعيت شهر شيراز دستور داد ، فهرستى از خانههاى شهر تهيه شود و آنها را به چند محله تقسيم نمود تا هر روز نظافت شوند ، 11 همچنين دستور داد كوچهها سنگفرش شوند 12 .
در اواخر سال 1299 ق و اوايل
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: غلامرضا جلالى
ص١٥٤