نهاوندى پس از اين ابيات با دلى پردرد و جانى سوخته به حادثهء تكاندهندهء به توپ بستن و تاراج حرم از سوى قواى روس اشاره مىكند :
تنها مگر تو نيى حكمران ملك وجود * مگر نه ز امر تو امر زمانه منتظم است
ز خاك طوس به چشم پرآب سر بردار * نگر كه لشكر اسلام سرنگون علم است
اساس شرع ز جور مسيحيان بر باد * بناى دين ز جفاى صليب منهدم است
به صحن و قبهء نورانيت رسيده ز توپ * چه صدمهها كه دل جن و انس منهدم است
نهاوندى انسانى متواضع و فروتن و زندهدل و بانشاط بود و زندگى خود را بسيار به سادگى سپرى مىكرد و از تبذير و اسراف پرهيز داشت و هيچ قيدى نسبت به نوع غذا يا چگونگى استراحت خويش نداشت . ايشان حافظ كل قرآن بود و هنگام استراحت ، در ذهن خود قرآن مجيد را تورق مىكرد .
هفت سال از عمر پربركت خود را صرف نگارش تفسير قرآن كرد . مىكوشيد مفاهيم بلند قرآن را در زندگى فردى و اجتماعى خود به كار ببندد . اين بود كه به رفع نيازهاى مردم توجه تام داشت ، چنانكه گفتهاند ، آية اللّه حاج آقا حسين قمى حل برخى مشكلات افراد را به ايشان ارجاع مىداد .
نهاوندى با مسايل سياسى بيگانه نبود و با آية اللّه كاشانى روابط نزديكى داشت . هرگاه به تهران مىرفت به منزل ايشان وارد مىشد . بالاخره پس از پنجاه سال تلاش معنوى و نشر احكام و حقايق اسلامى در 25 ربيع الآخر سال 1371 دار فانى را وداع گفت و در آستان قدس رضوى مدفون گرديد .
گنجينهء دانشمندان 7 / 191 ، تاريخ آستان قدس رضوى / 338 ، الذريعة 12 / 163 ، 15 / 122 ، نقباء البشر 3 / 1109 . مجله نگاه حوزه ضميمه شماره 14 / 13 - 9 .
غلامرضا جلالى