كه براى حل مشكلات مردم به نمايندگان دولت مىنوشت ، هرگز آنها را با القاب مخاطب نمىساخت . از متصديان امور مىخواست تا مشكل مردم را حل كنند و خود هرگز خواستههاى نارواى آنان را اجابت نمىكرد .
حاج آخوند سال 1337 ه ق بار دوم به كربلا مشرف شد و پسرش مرحوم شيخ حسينعلى راشد را با خود برد و سال 1300 ه ش يكى دو ماه در مشهد اقامت گزيد و به درخواست مردم در ماه رمضان در مسجد گوهرشاد نماز ظهر و عصر مىخواند و پس از نماز به منبر مىرفت . سال 1301 ه ش به كمك زلزلهزدگان تربت شتافت و سال 1306 ه ش به مكه مشرف شد .
شخصيت معنوى حاج آخوند به گونهاى بود كه به رغم انعطاف روحى و تحمل ديگران ، تأثير عميقى روى آنها مىگذاشت . سرهنگ نوايى ، رئيس شهربانى وقت خراسان در نوبت اول مأموريتش كه هنوز جريان سال 1314 ه ش و حادثه گوهرشاد پيش نيامده بود ، شبى در منزل مرحوم آية اللّه ميرزا محمّد آقازاده گفت : « من به هيچيك از اين آقايان اعتقاد ندارم ، فقط از حاج آخوند ملّا عباس است كه مىترسم ، اگر نفرين كند اثر مىكند . »
حاج آخوند در زمان حضور روسها در خراسان 24 مهر 1322 ه ش / 17 شوال 1362 ه ق دو ساعت از طلوع آفتاب گذشته در شهر تربت خانه خودش فوت كرد و جنازهاش به مشهد انتقال يافت و در آخرين غرفه صحن نو در زاويه شمال غربى به خاك سپرده شد و چنانكه وصيت كرده بود ، اين آيه بر سنگ قبرش كه بر ديوار غرفه نصب شده نقر شد : « و كلبهم باسط ذراعيه بالوصيد » . و زير آن نوشتند : بنده صالح خدا ، عالم عامل مرحوم حاج شيخ عباس تربتى ، پسر مرحوم ملّا حسينعلى كاريزكى كه هفتاد و اند سال عمر خود را به درستى و پاكى و زهد و عبادت و ترويج دين و خدمت به نوع گذرانيد و در روز يكشنبه 17 شوال سال 1362 /
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: غلامرضا جلالى
ص١٢٩