حرّانى آن را به عربى نقل كرد .
( 4 ) . تيمائوس - و - فايدو / فدون - و - گورگياس ( افلاطون )
به شرح همان پروكلوس ( برقلس ) ديادوخوس بيزانطى ( 412 - 485 م ) كه به سريانى ترجمه شده بود ، هم با مكالمات ( افلاطون ) براى خسرو انوشروان ( 531 - 579 م ) به پهلوى ترجمه شد ، بعدا بعض آنها ( - فدون ) را ابو على ابن زرعه به عربى نقل كرد ؛ ترجمهء سريانى « تيمائوس » را هم بشرح يحيى نحوى ياد كردهاند .
( 5 ) . زيستنامهء ارسطو ،
نوشتهء هرميپوس ازميرى نحوى كه ترجمهء سريانى آن از آمونيوس به دست دانشمندان دورهء اسلامى رسيده ( نسخهاى از آن در كتابخانهء واتيكان هست ) و گويند ابن زرعه آن را به عربى ترجمه كرده است ؛ البتّه زندگىنامههاى ارسطو متعدّد است ( رش : مستدركات . . . ) .
( 6 ) . فلسفهء ارسطو ، ( خلاصه )
از نيكولاى دمشقى ( ن 1 س 1 م ) كه در تحرير سريانى تداول داشته ( نسخهاى از آن در كتابخانهء پاريس هست ) همان براى خسرو انوشروان ( 531 - 579 م ) به پهلوى ترجمه شد ؛ ابن زرعه آن را از سريانى به عربى ترجمه كرده ( گويا همان مجمل « سيل » ) .
( 7 ) . انئاد /
Enne des
( - تاسوعات )
افلوطين اسكندرانى ( 200 - 269 م ) بانى فلسفهء نوافلاطونى كه شاگردش فورفوريوس صورى ( 234 - 305 م ) تدوين كرد ، كتابهاى 4 تا 6 آن با عنوان « الهيّات ارسطو » به سريانى ترجمه و تلخيص شد ، گويا بخشهاى فلسفى را پولس ايرانى ( م 571 م ) هم از شرح فورفوريوس به پهلوى ترجمه كرد .
2 . منطق ( ارسطو ) :
( 1 ) . منطق ارسطو ،
گزيدهاى است ( به سريانى ) كه حكيم پولس ايرانى ( نصيبى يا بصرى ) مسيحى نسطورى زردشتى شده ( در گذشته به سال 571 / 573 م ) براى خسرو انوشروان ( 531 - 579 م ) گويا براساس منتخبات سرگيوس رأسعينى ( م 536 م ) با مقدّمهء بليغى برآن ( - كه بندى از آن بنقل آورديم - ) نوشت ؛ نسختى از آن در موزهء بريتانيا ( اد . / 14660 ) وجود دارد ، كه به منطق « جدل » ( ديالكتيك ) ارسطو هم موسوم باشد .