دبيلى عبد الوهاب فرزند عبد الرحمن دبيلى شيرازى
حنفى مذهب و به راهنمائى ملا عبد العلى شيرازى به سال 1042 بمذهب تشيع گراييد ، أديب منشى فاضل متبحر در گفتگوهاى اعتقادى ، ملقب به « جديد الايمان » ، در شهرهاى هند براى بيان حقايق مذهبى به سياحت پرداخت و در سال 1073 در شاهجهان بود .
در مدح مولا امير المؤمنين عليه السلام گويد :
على كرد ما را ز دوزخ خلاص * كه غير از على نيست ما را مناص
على برد ما را به راه صواب * برآورد ما را ز حزب دواب
على برد ما را بهسوى بهشت * دلم راه غير على را بهشت
على كرد ما را دلالت به خير * از آن شسته شد از دلم نقش غير
على داد ما را نويد بهشت * چو يزدان به مهرش گِلم را سرشت
على برد ما را به راه نجات * چشانيد ما را زلال حيات
على برد ما را به راه رشاد * به نور هدايت دلم را گشاد
فكند از كرم بر سرم سايهاى * دلم يافت زان سايه سرمايهاى
سزد گر كند خور به صد التماس * چو مه نور حق از دلم اقتباس
على را من از جان و دل بندهام * ز عمر تلف كرده شرمندهام
به نور على چون ره حق جلى است * خوش آنكس كه راهش بسوى على است
على آنكه عينش بود عين علم * كه هر موج آن هست صد كوه حلم
ز لامش چه پرسى كه يك لجه است * علوم ملائك از ان موجه است
ز يا نور عرفان او ايمنى است * كه مهتاب شبخيز او شبنمى است
على آنكه مهرش بود فرض عين * به هر غايب و حاضر آيد چو دين
منور ز مهرش بود ماه عيد * كند رستگارم به روز و عيد
على را چو يزدان ولى خوانده است * ز طور خفى بل جلى خوانده است