و براى تكميل مدارج علمى به نجف اشرف رهسپار گرديد ، اما ديرى نپاييد كه به هرسين بازگشت و به كارهاى ادبى و فرهنگى پرداخت .
در سال 1311 ش به استخدام ادارهء معارف درآمد و اولين دبستان و دبيرستان را در هرسين پايهگذارى نمود ، و پس از سى سال بازنشسته شده و تا آخر عمر به وعظ و خطابه و ارشاد پرداخت ، و هيچگاه از لباس روحانيت بيرون نشد تا در سال 1354 ش درگذشت .
نگارشش نيكو و شعر بىتكلف مىسرود ، ديوانش را به نام « مديحة المعصومين » در چهار هزار بيت فراهم آورد و بيشتر شعرش دينى و در مدايح و مراثى حضرات معصومين عليهم السلام مىباشد ، به نامش « توكل » و گاهى « حامد » تخلص مىنمود و لقبش « صدر الشعراء » بود .
در ستايش حضرت بارىتعالى گويد :
كردگارا چون تو بر بالاى هر بالاستى * خالق ارض و سماء و آنچه در آنهاستى
ما بدرك ذات پاكت كور و كرّ و جاهليم * ليك تو بينندهاى و سامع داناستى
نيستى جايى و خالى نيست خود جايى ز تو * هركجا روآورند اين بندگان آنجاستى
لا مكانى و نگنجد در مكانها جاى تو * گر مكانها بىتو باشد ازچهرو برپاستى
ما همه از جاهلانيم و تو بر ما عالمى * ما هميشه بىتوئيم اما تو خود با ماستى
داخلى بر جملهء اشيا نه همچون آب و گل * نى بمانند دوئيت خارج از اشياستى