« خلاصة الأذكار » فيض كاشانى را به سال 1116 پرداخت و تاريخ اتمام آن را چنين گفت :
شكر كه اين نامهء نامى تمام * گشت بتوفيق خداى انام
عارض لفظش همه غنج قريب * برده به صد ناز ز دلها شكيب
طرهء معنيش همه پيچوتاب * كرده بسى خانهء طاقت خراب
از تتق غيب بسى شد عيان * معنى دوشيزهء مخفى در آن
ناشده هرگز به كسى جلوهگر * كس بجمالش نشده بهرهور
مستورة وجوهها بالقناع * لم يتيسر لهم الافتراع
راهرو جادهء طاعات را * طالب گلزار عبادات را
هر ورقش گشته بمعنى چو باغ * جمله سطورش شده شمع چراغ
پير خرد از پى تاريخ آن * تا كه همىخواست بگردد روان
هاتفى از غيب پس از تهنيه * گفت ( نكو ترجمه شد ادعيه )
تدريسى محمد حسين تدريسى
فاضل اديب سخنور ، به تعليم و آموزگارى اشتغال داشت و بدين جهت در شعر « تدريسى » تخلص مىنمود ، به زبان فارسى و لرى شعر مىسرود ، در سال 1365 پيامد رباعيات بابا طاهر عريان چند غزل لرى از سرودههاى خود آورده و عريان را بدين ابيات فارسى مىستايد :
طاهرا وه نيك بسرودى سخن * نيكتر ز آواى بلبل در چمن
گر بيانت بوده با لحن لرى * ليك پنهان در غزلهايت دُرى
هركسى قابل شود نور خداى * دل از او چون آينه آرد جلاى
ايزدا كن نعمت عشقت نصيب * تا رسم بر كوى جانان اى مجيب