تبحر داشت ، كاتب ديوان كرمان بود ، كتاب « جامع الحساب » از اوست .
كرمانى
محمد رحيم فرزند حاج كريم خان كرمانى
از پدرش دانش اندوخت ، منشئات و اشعارى به عربى و فارسى دارد ولى در شعر عربى ضعيف و سست مىنمايد ، داراى كتاب « الرد على رد الشيخية » و جنگى در خطب و منشئات خود مىباشد .
او راست :
راه عقبى گير دنيا را بهل * دست بر زن بار بيرون كش ز گل
هرچه جز پيمان ايمان برشكن * هرچه جز پيوند پاكان برگسل
گوش سَر بگذار بگزين گوش سِرّ * چشم تن بربند و بگشا چشم دل
نوبتى هم صحبت از حور و قصور * چند نام از لعبت چين و چكل
چند از آن پهن دشت خوشجوار * داد از اين باريك راه پرمحل
دهده از اين كشته گردد پايمال * نخنخ از اين رشته آيد منفصل
هركس از كوشش نيفزايد به هوش * چل بس چلتر شود در سى و چل
ديده را زين فتنه به رنج رمد * سينه را زين كينه به آسيب سل
دوستا خود كيست جز والى وقت * آنكه بپذيرد ز ما جهد المقل
كريم مير كاظم تفرشى
در روزگار شاهطهماسب صفوى مىزيسته و به لاهور افتاده ، مثنويى سروده است در ستايش تفرش و آن را در خرمى به جبل عامل مانند كرده ، اين مثنوى را در ذىحجه 1123 به