تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
تبحر داشت ، كاتب ديوان كرمان بود ، كتاب « جامع الحساب » از اوست . كرمانى

محمد رحيم فرزند حاج كريم خان كرمانى

از پدرش دانش اندوخت ، منشئات و اشعارى به عربى و فارسى دارد ولى در شعر عربى ضعيف و سست مىنمايد ، داراى كتاب « الرد على رد الشيخية » و جنگى در خطب و منشئات خود مىباشد . او راست :
راه عقبى گير دنيا را بهل * دست بر زن بار بيرون كش ز گل هرچه جز پيمان ايمان برشكن * هرچه جز پيوند پاكان برگسل گوش سَر بگذار بگزين گوش سِرّ * چشم تن بربند و بگشا چشم دل نوبتى هم صحبت از حور و قصور * چند نام از لعبت چين و چكل چند از آن پهن دشت خوش‌جوار * داد از اين باريك راه پرمحل ده‌ده از اين كشته گردد پايمال * نخ‌نخ از اين رشته آيد منفصل هركس از كوشش نيفزايد به هوش * چل بس چل‌تر شود در سى و چل ديده را زين فتنه به رنج رمد * سينه را زين كينه به آسيب سل دوستا خود كيست جز والى وقت * آنكه بپذيرد ز ما جهد المقل

كريم مير كاظم تفرشى

در روزگار شاه‌طهماسب صفوى مىزيسته و به لاهور افتاده ، مثنويى سروده است در ستايش تفرش و آن را در خرمى به جبل عامل مانند كرده ، اين مثنوى را در ذىحجه 1123 به